تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٢٠٤
تأكيد كرده است.
٤. در مورد دفاع حضرت از عثمان، نظر ديگرى نيز هست كه قابل تقدير مىباشد و شايسته است كه آن را تفسيرى صحيح و موضعى واقعبينانه و منطقى در قبال موضع امير المؤمنين در اين مسأله بدانيم، نه صرف ايراد اتهام به آن حضرت.
خلاصه، آنچه مىتوان در توجيه دفاع حضرت از عثمان كافى دانست، اين است:
اگر چه امير المؤمنين خلافت عثمان را از اساس نامشروع مىدانست و بر همه كارهاى خلاف و تعدىهايى كه از سوى هيأت حاكمه به طور مستمر سرمىزد، كاملا واقف بود و به عيان ملاحظه مىكرد كه فساد آنان به اوج رسيده و خطر آن جدى شده و ديگر قابل تحمل و اغماض نيست، با اين حال، راه چاره را در اين روش انفعالى خشن نمىدانست و علاج واقعه را بدين طريق مصلحت نمىديد.
حضرت در مورد عثمان فرمود:
«انه استأثر فأساء الأثرة و جزعوا فأساءوا الجزع ...»[١]
عثمان خلافت را براى خود اختيار كرد و در آن استبداد به خرج داد، خودسرى نمود؛ پس بد كرد كه چنين امرى را اختيار نموده و در آن استبداد به كار برد و اينان بىتابى كرده، در اين بىتابى بد كردند.»
امام على عليه السّلام چنين موضعى اتخاذ كرد، چرا كه روش انقلابيان در قتل عثمان در آن شرايط و با آن وضع خاص نمىتوانست به مصلحت اسلام باشد، بلكه برعكس باعث مىشد تا ضربه بزرگ و جبرانناپذيرى بر پيكر اسلام وارد آيد، زيرا چنين عملى به منفعت طلبان و هواپرستانى كه مترصّد فرصت و موقعيت
[١] - نهج البلاغه عبده، ج ١، ص ٧٢.