تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٩٠
براى فتح منطقهاى اعزام مىشد، بر عهده بگيرد.[١]
به علاوه، از فتوحات اسلامى در جهت دور ساختن معترضان و نيز كسانى استفاده مىنمودند كه از اعمال و دخل و تصرفات نابجاى حكّام و اطرافيان آنان ناراضى بودند و صدا به اعتراض مىگشودند؛ براى نمونه و به عنوان شاهدى بر مدّعا، يك مورد را متذكر مىشويم:
آنگاه كه خشم و تنفّر عمومى از عثمان به اوج خود رسيد و اوضاع وخيم گرديد، مشاوران و كارگزاران خود را خواست و براى رويارويى و مقابله با تنفر و انزجار عمومى و خواستههاى مردم كه مىگفتند: بايد عثمان عمّال خود را عوض كند و افراد بهترى به جاى آنان به كار گمارد، با آنان به مشورت پرداخت و نظر آنان را جويا شد.[٢] اين كارگزاران عبارت بودند از: معاويه، عمرو بن عاص، عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح، سعيد بن عاص و عبد اللّه بن عامر[٣].
عبد اللّه بن عامر نظر خود را چنين اعلام كرد:
«اى امير مؤمنان! رأى من اين است كه به آنان دستور جهاد دهى تا بدين طريق مشغول بوده و كارى به كار تو نداشته باشند و آنان را در جنگها زياد بدارى تا در برابرت نرم و رام شوند و همه به خود پرداخته و انديشهاى جز زخم پشت مركوب خود و شپش پوستين خويش نداشته باشند.»
[١] - ر. ك: المحاسن و المساوى، ج ٢، ص ٢٢٢؛ نسب قريش، ص ١٢٩ و ١٣٠؛ تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٢٢٩.
[٢] - ملاحظه مىشود كه همگى به استثناى عمرو بن عاص كه در آن موقع معزول بود، از كارگزاران وى بودند.
[٣] - جالب است كه عثمان با كسانى در مورد عزل كارگزارانش مشورت مىكند كه مردم خواستار بركنارى آنان بودند.