تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٨٢
مىگويند: چون از دنيا رفت، مالى از خود بر جاى نگذاشت[١]، آن طور كه بعضى از نصوص بيان مىكند، از بيت المال ارتزاق مىكرد و بر خود بسيار سخت مىگرفت، زمانى دچار مخمصه و گرفتارى شديدى شد. با يارانش در اين باره مشورت كرد، آنان رأى دادند كه به اندازه قوت خود از بيت المال بخورد.[٢]
همين عمر كه اين چنين دربارهاش گفته مىشود، چهل هزار درهم صداق و مهريه يكى از همسرانش كرد،[٣] و به يكى از دامادهايش كه از مكه بر او وارد شده بود، ده هزار درهم از اصل مال خود هبه كرد.[٤]
مىگويند: يكى از فرزندان عمر، سهم الارث خود را به عبد اللّه بن عمر، به صد هزار درهم فروخت.[٥]
مؤيد اين مطلب، گفته ابو يوسف است كه مىگويد:
«عمر چهار هزار اسب نشاندار در راه خدا داشت. به هر كس كه سهمش اندك بود يا نيازى داشت، يكى از آنها را مىداد و به او گوشزد مىكرد كه اگر آن را خسته كنى يا علف و آب ندهى تا لاغر شود، ضامن هستى، اما اگر با آن به جهاد رفتى و زخمى برداشت يا تو خود آن را زخمى كردى، بر عهده تو چيزى نيست.»[٦]
چنان كه به نظر مىآيد، اين اسبها از آن خود عمر بود. وى اين عمل را به قصد نزديكى به خدا انجام مىداد و اگر درست باشد كه ارث يكى از فرزندان او
[١] - ر. ك: طبقات، ج ٣، ص ٢٢١، ٢٢٢. جامع بيان العلم، ج ٢، ص ٣٠١.
[٢] - منتخب كنز العمال در پاورقى مسند احمد بن حنبل، ج ٤، ص ٤١١.
[٣] - الفتوحات الاسلاميه، ج ٢، ص ٥٥؛ التراتيب الاداريه، ج ٢، ص ٤٠٥؛ البحر الزخار، ج ٤، ص ١٠٠.
گفتهاند: ده هزار، انساب الاشراف، ج ٢، ص ١٩٠.
[٤] - طبقات، ج ٣، ص ٢١٩؛ الفتوحات الاسلاميه، ج ٢، ص ٣٩٠؛ حياة الصحابة، ج ٢، ص ٢٥٦، نقل از: ابن سعد و كنز العمال، ج ٢، ص ٣١٧ و ابن جرير و ابن عساكر؛ تاريخ الخلفاء، ص ١٢٠.
[٥] - جامع بيان العلم، ج ٢، ص ١٧.
[٦] - الخراج، ص ٥١؛ پيرامون اموال عمر ر. ك: انساب الاشراف، ج ٢، ص ١٩٠.