تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٦٩
در خلافت مطالبه مىكنند، به خاطر نشر اسلام و تعاليم رهايىبخش آن است.
از اينرو اگر اسلام در مسير اصلى خود قرار گيرد، چه مانعى دارد كه آنان نيز سربازانى باشند در خدمت اسلام و مسلمانى؛ حتى اگر در اين راه، آزار و ايذايى نيز به آنها برسد، با جان و دل مىپذيرند. به راستى كه امير المؤمنين بارها فرمود: «و اللّه لاسلمنّ ما سلمت امور المسلمين و لم يكن فيها جور الّا علىّ خاصة.»[١]
مرحوم حسنى، عدم شركت حسنين عليهما السّلام در معركههاى نبرد اسلامى در روزگار عمر بن خطاب را على رغم اين كه درگيرى با مشركان در مناطق مختلف به شدت ادامه داشت و فتوحات يكى پس از ديگرى نصيب مسلمين مىشد و غنايم بسيار زيادى از اكناف و اطراف به سوى مدينه سرازير بود و با وجود اين كه امام حسن عليه السّلام در ساليان پايانى خلافت عمر، به سن بيست سالگى رسيده بود و معمولا اين سن براى جنگيدن در ميدانهاى نبردى كه پير و جوان مسلمين براى شركت در آن از هم سبقت مىگرفتند، كاملا مناسب است، چنين توجيه مىكند:
«شايد علت عدم شركت آن دو در جنگهاى دوره عمر اين بود كه امير المؤمنين عليه السّلام از دخالت در امور دولتى و سياسى كنارهگيرى كرده بود. ما شك نداريم كه عدم شركت امام در جنگها و فتوحات اسلامى، به خاطر شانه خالى كردن از بار مسئوليت و تمايل به حفظ جان نبود، بلكه آنطور كه بيشتر راويان گفتهاند، براى اين بود كه عمر به خاطر مصالح سياسيى كه بيشتر به نفع خود وى بود تا اسلام، بسيارى از بزرگان صحابه را ممنوع الخروج نموده و تقريبا چيزى شبيه زندگى اجبارى در مدينه بر آنان تحميل كرده بود. امام حسن عليه السّلام نيز به منظور خدمت به اسلام و نشر تعاليم آن و نيز براى حل مشكلاتى كه براى مسلمين پيش مىآمد، در
[١] - سيره ائمه اثنى عشر، ج ١، ص ٣٦ و نيز ر. ك: ص ٣١٧.