تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٥٢
اين مرد در نظر گرفته بود كه اگر حضرت به اين پرسشها پاسخ دهد، بدان معناست كه كسانى كه حقش را غصب كردهاند، اهل ايمان نيستند و اگر از پاسخ آنها درماند، وى و ديگران در يك سطح بوده و با هم برابرند.
در آن موقع امير المؤمنين و فرزندش امام حسن عليهما السّلام و سلمان (ره) در مسجد الحرام بودند. امير المؤمنين آن مرد را به امام حسن عليه السّلام هدايت كرد.
امام حسن عليه السّلام طورى پاسخ داد كه آن مرد قانع شد. امير المؤمنين خبر داد كه او خضر است.[١]
معاويه كسى را نزد امير المؤمنين فرستاد تا از حضرت بپرسد: «فاصله ميان حق و باطل چه اندازه است؟ قوس و قزح و نيز مؤنث چيست؟ آن ده چيز كه برخى سختتر از برخى ديگر است كدام است؟» امير المؤمنين عليه السّلام او را به امام حسن عليه السّلام راهنمايى كرد و حضرت به همه آنها پاسخ فرمود.[٢]
پادشاه روم مسائلى را براى معاويه فرستاده و از او پاسخ خواست، اما معاويه در پاسخ آنها درماند. مسائل را براى امام حسن عليه السّلام فرستاد تا حضرت بدان پاسخ گويد.[٣]
در بعضى از نصوص آمده كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پرسشهايى را به امام حسن عليه السّلام ارجاع داد تا بدانها پاسخ گويد.[٤]
روزى امير المؤمنين عليه السّلام از فرزندش حسن عليه السّلام خواست كه نامهاى به
[١] - اثبات الوصيه، ص ١٥٧ و ١٥٨؛ احمدى از بحار الانوار، ج ١٤، ص ٣٩٦؛ احتجاج طبرسى به طور مرسل و نيز از المحاسن و على بن ابراهيم.
[٢] - بحار الانوار، ج ٤٣، ص ٣٣٥؛ عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج ١، ص ٦٦؛ تحف العقول، ص ١٦٠- ١٦٢، نقل از: ابن ابى الحديد، ج ١٠، ص ١٢٩- ١٣١؛ ظاهرا در بيان ارقام اشتباهى صورت گرفته است.
[٣] - ر. ك: ربيع الابرار، ج ١، ص ٧٢٢.
[٤] - بحار الانوار، ج ٤٣، ص ٣٣٥.