تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٣
و سلطان، داد سخن مىدهد و نكتهاى را فروگذار نمىكند، يا حوادثى را كه جز در عالم خيال و پندار نبوده، جعل و نقل مىكند، يا از كسانى سخن مىگويد كه قابل ذكر نيستند و يا اصلا وجود نداشتهاند.
در عين حال مىبينيم شخصيتهايى را كه در تاريخ اهميت و قدر و منزلت خاصى داشتند به كلى از ياد مىبرد، يا در بيان نقش تاريخى آنان خود را به نادانى مىزند و حوادث با اهميتى را كه از همان فرمانروا يا ديگران سرزده و در سرنوشت امت و آينده آنان نقش مهمى داشته و تأثير به سزايى در تغيير مسير تاريخ ايفا نموده است، فرو مىگذارد و يا آشفته و مبهم بيان مىكند و در پردهاى از كتمان و ابهام در مىپيچد.
كتاب حاضر از دو جهت اهميت ويژه دارد:
١. در اين تأليف، نويسنده گرانمايه با ديدى محققانه به تجزيه و تحليل وقايعى همت گمارده است كه به طور مستقيم يا غير مستقيم با زندگانى امام حسن عليه السّلام ارتباط دارد و در مواردى آن حضرت نقش فعالى در تكوين آن بر عهده داشته است، مثل داستان مباهله و بيعت رضوان.
٢. بر خلاف تاريخنگاران و سيرهنويسان، به نقل حوادث و تاريخچه زندگانى امام حسن مجتبى عليه السّلام نپرداخته، بلكه زندگانى سياسى آن جناب را به طور دقيق تجزيه و تحليل كرده است.
البته همه شئون زندگى امامان عليهم السّلام در رابطه تنگاتنگ با مسائل سياسى- اجتماعى جامعه بوده و هيچ كدام به عنوان امام و رهبر معنوى امت اسلامى نمىتوانستند از سير حوادث و امور جارى مسلمانان بركنار باشند، مگر اين كه مصلحت اقتضا كرده باشد كه مدتى در موضوع خاصى غير از امامت به تقيه پرداخته باشند، كه همين هم به نظر ما يك موضعگيرى سياسى مهم است و نبايد از نقش و اهميت مهم آن كاسته شود.