تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٢٣
از اينرو مىبينيم كه به كذب و ساختگى بودن دهها و بلكه صدها هزار حديث حكم مىكنند.[١] جهل و نادانى مردم به جايى رسيد كه يك سپاه كامل نمىدانستند اگر كسى محدث نشود، نبايد دوباره وضو بگيرد و وضويش نقض نشده است!
«ابو موسى به منادى فرمان داد كه فرياد برآرد: بدانيد كه جز بر كسى كه محدث شده، بر فرد ديگرى وضو واجب نيست. راوى گويد: نزديك بود علم از بين برود و جهل و نادانى جاى آن را بگيرد و انسان از نادانى، مادرش را با شمشير بكشد.»[٢] حتى «بسيارى از صحابه موافقت كردند كه بسيارى از نصوص را رها كنند، زيرا مصلحت خود را در آن ديدند.»[٣]
ابن ابى الحديد معتزلى درباره على عليه السّلام مىگويد:
«دشمنانش گفتند: او اهل رأى و نظر نيست، زيرا وى به شرع مقدس اسلام مقيد بود و خلاف آن را روا نمىدانست و به چيزى كه دين تحريم مىكرد، عمل نمىكرد. خودش گفته است: اگر دين و تقوا جلوى مرا نمىگرفت، من زيركترين عرب بودم، اما خلفاى ديگر بر اساس مصلحت خود و موافق خواستههاى درونى خويش عمل مىكردند، خواه مطابق احكام شرع باشد و خواه نباشد. ترديدى نيست كه هركس بر اساس اجتهاد خود عمل كند و به معيارها و ضوابطى پاىبند نباشد كه مانع از انجام كارهايى مىشود كه آن را به مصلحت خود
[١] - تاريخ الخلفاء، ص ٢٩٣؛ انساب الاشراف، ج ٣، ص ٩٦؛ ميزان الاعتدال، ج ١، ص ١٢ و ١٧ و ١٠٨ و ١٤٨ و ٣١٦ و ٣٢١ و ٤٠٦ و ٥٠٩ و ٥٧٢ ر. ك: لسان الميزان، ج ٣، ص ٤٠٥ و نيز ج ٥، ص ٢٢٨؛ الفوائد المجموعه، ص ٤٢٦ و ٤٢٧ و ساير كتبى كه از اين موضوعات درباره اخبار بحث مىكند و نيز ر. ك: المجروحون، ج ١، ص ٦٣، ٦٥، ٩٦، ١٤٢، ١٥٥، ١٥٦، ١٨٥( پيرامون حديثسازى براى شاهان) و نيز ج ٢، ص ١٣٨ و ١٦٣ و ١٨٩ و نيز ج ٣، ص ٣٩ و ٦٣.
[٢] - حياة الصحابة، ج ١، ص ٥٠٥، نقل از: كنز العمال، ج ٥، ص ١١٤ و معانى الآثار، ج ١، ص ٢٧.
[٣] - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٢، ص ٨٣.