تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٢٢
هم هستم.
عمر گفت: اهالى كوفه بر من چيره شدهاند، فرد مؤمنى را بر آنان مىگمارم، قدرت و توان كارى ندارد؛ انسان فاجرى را به كار مىگمارم، فسق و فجور مىكند.[١]
بدين گونه كسانى كه اجازه فتوا و روايت از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و بنى اسرائيل داشتند، فرصت يافتند تا آنچه مىخواهند به امت تزريق كنند و ملّت مسلمان را با افكار و معارف، اقوال و مواضع حقيقى يا ساختگى خود دمساز كنند، و نيز به تحريف و حتى نابودى بسيارى از حقايقى بپردازند كه آن را مخالف اهداف خويش مىديدند. آنطور كه متون بسيارى تأكيد دارد، بخش معظم نشانههاى دين از بين رفت و احكام شريعت مقدس محمدى محو و نابود گرديد.[٢]
مىگويند: بيش از پانصد حديث در اصول احكام و همين اندازه در اصول سنن به امت اسلامى نرسيد.[٣] اين امر موجب شد تا پرده سنگينى از شك و ترديد بردهها و بلكه صدها هزار و حتى ميليونها[٤] حديث- كه مىگفتند: نزد حافظان است يا هنوز هم در ميان كتابها محفوظ است- كشيده شود.
[١] - الفائق زمخشرى، ج ٢، ص ٤٤٥ و نيز ج ٣، ص ٢١٥؛ النصائح الكافيه، ص ١٧٥؛ لسان العرب، ج ١١، ص ٤٥٢ و نيز ج ١٣، ص ٣٤٦؛ الاشتقاق، ص ١٧٩.
[٢] - ر. ك: الصحيح من سيرة النّبى الاعظم صلّى اللّه عليه و آله، ج ١، ص ٢٧- ٣٠؛ المصنف، ج ٢، ص ٦٣؛ مسند أبو عوانه، ج ٢، ص ١٠٥؛ البحر الزخار، ج ٢، ص ٢٥٤؛ كشف الاستار عن مسند البزار، ج ١، ص ٢٦٠؛ مسند احمد، ج ٤، ص ٤٢٨ و ٤٢٩ و ٤٣٢ و ٤٤١ و ٤٤٤؛ الغدير، ج ٨، ص ١٦٦؛ مروج الذهب، ج ٣، ص ٨٥؛ مكاتيب الرسول، ج ١، ص ٦٢.
[٣] - مناقب شافعى، ج ١، ص ٤١٩؛ رشيد رضا، الوحى المحمدى، ص ٢٤٣.
[٤] - ر. ك: الكنى و الالقاب، ج ١، ص ٤١٤؛ لسان الميزان، ج ٣، ص ٤٠٥؛ تذكرة الحفاظ، ج ٢، ص ٤٣٠ و ٤٣٤ و ٦٤١ و نيز ج ١، ص ٢٥٤ و ٢٧٦( اين كتاب، پر است از اين ارقام، هر كس خواست بدانجا مراجعه كند). التراتيب الاداريه، ج ٢، ص ٢٠٢- ٢٠٨ و ٤٠٧ و ٤٠٨.