تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٢١
تا نظر جديد خليفه دوم را در اين باره بداند.[١]
به علاوه، بزرگان صحابه را در مدينه حبس كردند و آنان را از رسيدن به مناصب مهم محروم كردند، تا مبادا به نشر احاديث پرداخته و از اين راه، خلافت را از آنان گرفته و به قبضه خود درآورند.[٢] سپس مقرر كردند كه تنها امرا و حاكمان، حق فتوا دارند. روايت كردند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است! «براى مرد مؤمن با ايمان در امارت خيرى نيست.»[٣]
حذيفه به عمر گفت: تو از افراد فاجر كمك مىگيرى. عمر گفت: من به آنان پست و مقام مىدهم تا از نيروى آنان استفاده كنم و در ضمن مراقبشان
[١] - مسند احمد، ج ٤، ص ٣٩٣ و در صفحه ٣٧٢ مىگويد: انس ممنوع الروايه شد.
[٢] - ر. ك: تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٤٢٦؛ مروج الذهب، ج ٢، ص ٣٢١ و ٣٢٢؛ مستدرك حاكم، ج ١، ص ١١٠ و نيز ج ٣، ص ١٢٠؛ كنز العمال، ج ١٠، ص ١٨٠؛ تذكرة الحفاظ، ج ١، ص ٧؛ شرح نهج البلاغه، ج ٢٠، ص ٢٠؛ سيره ائمه اثنى عشر، ج ١، ص ٣١٧ و ٣٣٤ و ٣٦٥؛ التاريخ الاسلامى و المذهب المادى فى التفسير، ص ٢٠٨ و ٢٠٩؛ الفتنة الكبرى، ص ١٧ و ٤٦ و ٧٧؛ شرف اصحاب الحديث، ص ٨٧؛ مجمع الزوائد، ج ١، ص ١٤٩؛ طبقات ابن سعد، ج ٢، ص ١٠٠ و ١١٢ و نيز ج ٤، ص ١٣٥؛ حياة الصحابة، ج ٢، ص ٤٠ و ٤١ و نيز ج ٣، ص ٢٧٢ و ٢٧٣، نقل از: طبرى، ج ٥، ص ١٣٤ و كنز العمال، ج ٧، ص ١٣٩ و نيز ج ٥، ص ٢٣٩؛ در منبع اخير از ابن عساكر نقل مىكند كه وى صحابه را از گوشه و كنار جمع كرد و آنان را به خاطر نشر احاديث نبوى نكوهش و توبيخ كرد.
[٣] - البداية و النهايه، ج ٥، ص ٨٣؛ مجمع الزوائد، ج ٥، ص ٢٠٤، نقل از: طبرانى؛ حياة الصحابة، ج ١، ص ١٩٨ و ١٩٩( نقل از: دو منبع فوق و كنز العمال، ج ٧، ص ٣٨ و ابن عساكر و ديگران).