تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١١٦
آنطور كه مىگويند: مردم شام پذيرفتند كه معاويه در راه صفين، نماز جمعه را در روز چهارشنبه اقامه كند.[١]
در وصيت معاويه به يزيد آمده:
«به اهل شام توجه كن! اينان رازدار تو باشند. هرگاه دشمنان تو سربلند كنند و تو را نگران سازند، از اهل شام يارى بخواه، و اگر دشمن را شكست دادند، باز آنان را به محل خود برگردان! زيرا اگر در بلاد ديگر اقامت كنند، اخلاقشان تغيير كند.»[٢]
آنگاه كه ابو ذر در مقابل طغيان معاويه و تصاحب اموال مسلمانان در شام ايستاد، حبيب بن مسلمه به معاويه گفت:
«ابو ذر نظر مردم را درباره شما تباه نموده، اگر نيازى به آن دارى، مردم را درياب!»[٣]
بر حسب يك متن ديگر گفت:
«ابو ذر با اين سخنان خود، نظر مردم را درباره تو خراب نموده و آنان را عليه تو مىشوراند. پس معاويه اين مطلب را به عثمان نوشت. عثمان در پاسخ نگاشت:
او را به سوى من گسيلدار! چون ابو ذر به مدينه رسيد، عثمان او را به ربذه تبعيد كرد.»[٤]
آنگاه كه اهالى مصر به مدينه آمدند تا از عمر درباره علت عمل نكردن به بعضى از احكام قرآن از او بازخواست كنند، در پاسخ گفت:
«مادر عمر در عزايش گريه كند، آيا او را وادار مىكنيد كه مردم را بر اساس كتاب
[١] - مروج الذهب، ج ٣، ص ٣٢؛ الغدير، ج ١٠، ص ١٩٦،( نقل از: مروج الذهب).
[٢] - الفخرى فى الآداب السلطانيه، ص ١١٢؛ عقد الفريد، ج ٤، ص ٣٧٣( با اندكى تفاوت).
[٣] - الغدير، ج ٨، ص ٣٠٤،( نقل از: ابن ابى الحديد).
[٤] - امالى مفيد، ص ١٢٢.