تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٠٤
و احدى را بر ديگرى مقدم نداشت، چرا كه اصولا براى فرزندان اسماعيل، فضلى بر فرزندان اسحاق قائل نبود[١]، و نه در سهمبندى بيت المال ميان افراد تفاوت قائل بود و نه در موارد ديگر. به حضرت پيشنهاد چنين عملى شد، اما آن را نپذيرفت و رد كرد؛ زيرا وى كسى نبود كه براى دستيابى به پيروزى از ظلم و جور استعانت جويد[٢].
حضرت على عليه السّلام در مناسبت ديگرى در استدلال بر اين مطلب كه در ميان مردم به روش اسلام رفتار مىكند فرمود:
«أ رأيتم لو أنى غبت عن الناس من كان يسير فيهم بهذه السيرة؛[٣]
آيا شما فكر مىكنيد كه اگر من از ميان مردم غايب شوم، كسى خواهد آمد كه به روش من با آنان رفتار كند؟!»
ابن عباس در نامهاى به امام حسن عليه السّلام نوشت:
«اين را مىدانى كه از آن جهت مردم از پدرت على عليه السّلام روى گردانيدند و به معاويه روى آوردند، كه او همه مردم را برابر مىشمرد و در تقسيم غنيمتها و درآمدهاى دولتى بين همگان به تساوى رفتار مىكرد و اين عدالت بر مردم گران آمد.»[٤]
[١] - الغارات، ج ١، ص ٧٤- ٧٧؛ انساب الاشراف، ج ٢، ص ١٤١؛ سنن بيهقى، ج ٦، ص ٣٤٩؛ حياة الصحابة، ج ٢، ص ١١٢، نقل از: بيهقى؛ الغدير، ج ٨، ص ٢٤٠ و بهج الصباغه، ج ١٢، ص ١٩٧- ٢٠٧؛ تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ١٨٣؛ روضه كافى، ص ٦٩.
[٢] - امالى مفيد، ص ١٧٥ و ١٧٦؛ امالى طوسى، ج ١، ص ١٩٧ و ١٩٨؛ الغارات، ج ١، ص ٧٥؛ بهج الصباغه، ج ١٢، ص ١٩٦؛ نهج البلاغه عبده، ج ٢، ص ١٠؛ شرح نهج البلاغه، ج ٢، ص ١٩٧؛ الامامة و السياسة، ج ١، ص ١٥٣؛ تحف العقول، ص ١٢٦؛ اصول كافى، ج ٤، ص ٣١؛ بحار الانوار، ج ٨، باب نوادر؛ وسائل الشيعة، ج ١١، ص ٨٢.
[٣] - المصنف، ج ١٠، ص ١٢٤.
[٤] - فتوح ابن اعثم، ج ٤، ص ١٤٩؛ شرح نهج البلاغه، ج ١٦، ص ٢٣؛ حياة الحسن بن على، ج ٢، ص ٢٦ و نقل از: جمهرة رسائل العرب، ج ٢، ص ١.