تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٠٠
«جوانمرد قريش را نزد ما ملامت مكنيد! جوانمردى كه در حال خشم، خندان است.»[١]
عمر هر ماه، هزار دينار از بيت المال به معاويه مىداد. در نقل ديگرى دارد:
در سال ده هزار دينار. با وجود اين، عدهاى ادعا مىكنند كه عمر در سال دهم خلافت خود حج به جاى آورد و مخارجش شانزده دينار شد، گفت: «در اين مال اسراف كرديم.»[٢]
عمر درباره معاويه مىگفت:
«از آدم قريش (آدم: فردى كه رنگش متمايل به سياهى است) و فرزند بزرگوارش پرهيز كنيد! كسى كه با حال رضا به خواب مىرود و در حال خشم، خندان است.»[٣]
عمر يك بار به معاويه نگريست و گفت: «اين كسراى عرب است.»[٤]
يك بار به همنشينان خود گفت: «آيا با اين كه معاويه در ميان شماست، از كسرا و قيصر و سياست و كياست آن دو سخن مىگوييد»؟![٥]
وى تلاش داشت كه تمايل و اشتهاى معاويه را در رسيدن به خلافت شعلهور سازد؛ لذا گفت: «بپرهيزيد از اين كه پس از من متفرق شويد! اگر جدايى پيشه كنيد، بدانيد كه معاويه در شام است، و اگر به خود واگذار شويد، بنگريد كه چگونه آن را از چنگ شما مىربايد»، يا «خواهيد دانست كه اگر درباره خلافت
[١] - الاستيعاب( در پاورقى الاصابه)، ج ٣، ص ٣٩٧؛ دلائل الصدق، ج ٣، ص ٢١١.
[٢] - دلائل الصدق، ج ٣، ص ٢١٢، نقل از: تاريخ الخلفاء؛ الصواعق المحرقه( در سيره عمر).
[٣] - ابن قتيبه، عيون الاخبار، ج ١، ص ٩.
[٤] - الاستيعاب( در پاورقى الاصابة)، ج ٣، ص ٣٩٦ و ٣٩٧. در اين كتاب آمده است: عمر هرگاه وارد شام مىشد يا به او نگاه مىكرد، مىگفت:« هذا كسرى العرب»؛ الاصابه، ج ٣، ص ٤٣٤؛ اسد الغابه، ج ٥، ص ٣٨٦؛ الغدير، ج ١٠، ص ٢٢٦، نقل از: منابع قبل؛ دلائل الصدق، ج ٣، ص ٢١٢.
[٥] - الفخرى فى الآداب السلطانيه، ص ١٠٥.