انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٤٠
از ديگر عوامل شتابزا مىتوان به ازهمپاشيدگى قواى نظامى در اثر شكست در جنگ خارجى، شورش در ميان نفرات ارتش يا اختلاف در ميان نخبگان حكومتى، و عوامل روانى و ايدئولوژيك اشاره كرد. مثلًا اعتقاد و اطمينان به اينكه قواى حكومتى توان رويارويى با حملات نظامى انقلابيون را ندارند ممكن است ناشى از اعتقاد به امدادهاى غيربشرى و تقويت روحيه شهادتطلبى، اميد به كمك خارجى به هنگام آشكارشدن اراده انقلابى، يا اين باور كه تودهها شكستناپذيرند، باشد.
نوع ديگر عوامل شتابزا داراى ماهيت استراتژيك هستند به اين معنا كه انقلابيون نقشههايى را براى مغلوبساختن نيروهاى مسلح حاكم كه موقعيت محكمى دارند و در برابر تغيير مقاومت مىنمايند، طراحى و اجرا كنند. استراتژىهاى انقلابى در هر مورد مىتواند متفاوت باشد و كيفيت آن نيز به تعداد نفرات و كارآيى نيروهاى مسلح حكومتى و همچنين قوت استدلال و ابتكار انقلابيان بستگى دارد.
از جمله استراتژىهاى انقلابى مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
- نفوذ و رخنه مؤثر در دستگاه حكومتى توسط عوامل انقلابى و ضربهزدن به سيستم سياسى از داخل؛
- قيام چريكى توسط گروهى محدود، اما مسلح؛
- فراهم آوردن زمينه قيام عمومى مردم و حركت همگانى تودهها از طريق اعتصابات و تظاهرات و مبارزه منفى براى فلج كردن ماشين بوروكراسى قدرت سياسى.
گفتار دوم: شكلگيرى قدرت اجتماعى و بروز انقلاب
بايد در نظر داشت كه عدمرضايت عمومى از قدرت سياسى و دوقطبى شدن جامعه، لزوماً منجر به انقلاب نمىگردد. در چنين شرايطى، هر نوع تحول و تغيير سياسى- اجتماعى از قبيل كودتا، شورش، رفرم و نيز انقلاب ممكن است صورت گيرد. پيشرفت يا عدمپيشرفت حركت انقلابى و پيروزى آن، به حضور و نقشآفرينى سه ركن اساسى انقلاب؛ يعنى مردم، رهبرى و ايدئولوژى، بستگى دارد.