انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٣٥
چنين بود تودهها مىبايست هميشه در انقلاب بوده باشند.[١]
كانون دوم و در واقع مهمتر انگيزههاى اقتصادى انقلاب، وجود اين احساس در ميان گروه يا گروههايى است كه شرايط موجود، مانع فعاليت اقتصادى آنها مىشود و يا اين فعاليتها را محدود مىسازد.
بنابراين گلايههاى اقتصادى معمولًا ناشى از پريشانىهاى جدى اقتصادى نيست، بلكه بيشتر ناشى از احساس برخى از گروههاى اجتماعى مىباشد كه حقوق حقه آنها به ناحق توسط سيستم سياسى ضايع شده است. اين عامل را بايد يكى از نشانههاى اوليه انقلاب دانست. البته اين گلايهها و انتقادات و احساس محروميّتها به وسيله تبليغات و رهبرى اجتماعى و احتمالًا با اعتصابات و درخواستهاى اقتصادى مطرح مىشود و مورد بهرهبردارى قرار مىگيرد. اين واقعيت را نيز بايد در نظر داشت كه وخامت موقعيت اقتصادى طبقات جامعه و به خصوص توزيع غيرعادلانه امكانات اقتصادى مىتواند از عوامل بروز انقلاب باشد. امورى همچون امتيازات زندگى اشرافى طبقه حاكم، استفاده از كاخها و خانههاى مجلّل، لباسهاى آراسته، استفاده از اتومبيلهاى گرانقيمت، تجملهاى فراهمشده در ميهمانىهايى كه هزينههاى گزافى دارند و در مقابل، تودههاى عظيم مردم كه در فقر و فلاكت به سر مىبرند و تحتتأثير تورم در چنين جامعهاى از تأمين مايحتاج روزمره خود نيزعاجزند.
طبقهبندى عوامل بروز شرايط انقلابى مىتواند ما را به اين جمعبندى هدايت كند كه انقلاب عموماً بر عليه رژيمهاى سنّتى و پادشاهى كه با اختيارات مطلق، آن رژيم را كنترل مىكند و يا بر عليه طبقه آريستوكراتى كه حكومت را در دست دارد، صورت مىگيرد. اين نوع رژيمها داراى ويژگىهاى زير هستند:
١. حكومت خود را با تكيه بر فشار سياسى و اختناق روزافزون اداره مىكنند؛
٢. اقليتى محدود و در اغلب موارد تنها يك نفر، كليه اختياراتِ تصميمگيرى و اجرايى را در همه زمينههاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى در دست دارد؛
[١]
. Crane Brinton, The Anatomy of Revolution, P. ٣١.