تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٨ - ٥ مبانى و مبادى نظرى تعامل بين مذاهب و فرق
نشده. جواب فرمايش او را علماى شيعه گفتهاند كه تواتر آن موقع مفيد علم است كه ذهن مخاطب مغشوش نشده باشد و خالى الذهن باشد. در اين حال تواتر براى او مفيد علم است. اما براى آنهايى كه ذهنشان با عصبيت به آبا و اجداد مغشوش شده است، براى آنها همين فرمايشى است كه شما مىگوييد و قرآن مىگويد: سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ ...،[١] إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ،[٢] لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها ....[٣] قرآن مىگويد: اينها قابل اصلاح نيستند، زيرا عصبيت در بين است. يكى هم قضيه كثافت روح است. حقيقت بر روحى كه به حرام آغشته شده است، كمتر تأثير مىكند. درهاى رحمت خدا را ما از راه شهوت به روى خود بستهايم. وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا.[٤] قدرى هم بايد نفس انسان پاك باشد.
اين مسأله تعصب مشكل ديگرى هم دارد. فرض كنيد كه به هزار و يك دليل ثابت كنيم كه اين آقا تعصب دارد. او افتخار هم مىكند كه من به حق محبت دارم و مىگويد: من بايد به تدينم و به حق محبت داشته باشم. اين گروه اين تعصب را براى خود عبادت مىدانند. ولى بايد به هرچه دين گفته، محبت و تعصب داشته باشند؛ چون در نهايت به تعبد صرف مىرسند؛ يعنى تسليم در برابر پروردگار. او اين تعصب خود را تسليم در برابر پروردگار مىداند.
تمام اديان بدون استثنا به اين موضوع گرفتارند، منتها مواردش فرق مىكند.
در تعصب داشتن شكى نيست، لكن علاجش چيست؟ آنها تعصب خود را كمال تدين مىدانند و تعصب مرا لجبازى در برابر حق مىپندارند.
يك موضوع ديگر كه اشاره فرموديد، مسأله مغالطه است. تا جايى كه اطلاعات بنده اجازه مىدهد، بهترين بحثى كه درباره مغالطه شده، در لئالى
[١] . سوره بقره، آيه ٦.
[٢] . سوره قصص، آيه ٥٥.
[٣] . سوره اعراف، آيه ١٧٩.
[٤] . سوره عنكبوت، آيه ٦٩.