تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٧ - ٥ مبانى و مبادى نظرى تعامل بين مذاهب و فرق

* در مسير گفت‌وگو، علاوه بر اين ضعف‌هايى كه فرموديد، در بحث احساسات، تعصبات است؛ يعنى انسان ولو اين كه منطق قوى داشته باشد، چون پايبند به يك فكرى بوده است و با آن فكر بزرگ شده و در خون و پوست او رسوخ كرده، حتى با منطق قوى و متقن و برهانى هم حاضر نيست از آن تفكر دست بردارد، گاهى طرف مى‌بيند كه برهان قوى است، ولى با آنچه تا به حال فكر مى‌كرده، سازگارى ندارد، پس حاضر نيست از آن فكر دست بردارد. اين بحث بسيار مهم است. گرچه گفت‌وگوها ممكن است آهسته‌آهسته طرف را از موضع اوليه پايين آورد، ولى فرد به راحتى حاضر نيست از افكارى كه با آن بزرگ شده است، دست بردارد. يك نكته ديگر اين است كه در همان مباحث صناعات، امروزه در دنيا شايد بتوان گفت مغالطه از برهان، جدل و امثال اينها كاربرد بيشترى پيدا كرده است و امروزه در منطق به بيش از هفتاد نوع مغالطه اشاره مى‌كنند. خيلى از اين سياستمداران و حتى كسانى كه مباحثه علمى مى‌كند، از مغالطات مختلفى بهره مى‌برند، چون مغالطه گاهى صورت برهانى به خود مى‌گيرد.

* اين قضيه‌اى كه شما فرموديد، قطعى است. قرآن مكرر بيان مى‌كند كه‌ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ‌.[١] اينها ايمان ندارند، خود كفار هم مى‌گفتند: إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‌ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى‌ آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ‌.[٢] ما از آنها پيروى مى‌كنيم. منتهى يك تيغ دو دم است. اگر من بخواهم به طرف مقابل بگويم كه تعصب داريد، او به آسانى مى‌گويد: شما تعصب داريد. حالا چه كسى ثابت مى‌كند كه آيا من از روى تعصب صحبت مى‌كنم يا او از روى تعصب رد مى‌كند؟ اين احتمال در مورد طرفين وجود دارد. در مقام ثبوت همان اتهامى كه من به او وارد مى‌كنم، او همان اتهام را به من وارد مى‌كند.

فخر رازى مى‌گويد: به خدا قسم براى من، از حديث غدير علم يقينى پيدا


[١] . سوره بقره، آيه ٦.

[٢] . سوره زخرف، آيه ٢٢.