تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٤ - ٥ مبانى و مبادى نظرى تعامل بين مذاهب و فرق
بخواهيم تا اين اندازه عقبنشينى كنيم، آنها همينطور به جلو مىآيند و همه اعتقادات ما را زير سؤال مىبرند. دنيا، دنياى خشنى است. ما بارى گفتوگو لحاظ حقوقى و روششناختى چارچوبى مىخواهيم تا حداقل از بخشى از مغلطات جلوگيرى كرده باشيم. نظر شما چيست؟
* در اين مورد يك بحث از حقيقت داريم و يك بحث از واقعيت. از واقعيت شروع كنيم؛ من و شما چند درصد چند درصد تابع احساسات خودمان هستيم و چند درصد تابع تعقل خود هستيم؟ من نمىدانم و كسى را نديدم كه در اين مورد صحبت كند. اين انسانهايى كه روى زميناند، چند درصدشان تابع احساساتاند؟ دانشمندان و عوام الناس چند درصد از احساسات خود وام مىگيرند و چند درصد از عقل خود؟ اين واقعيت است. در حقيقت انسان چند درصد بايد تابع احساسات خود باشد و چند درصد تابع تعقل خود. باز نمىدانيم. در هيچ كتابى هم مشخص نشده است.
شما مىگوييد، از نظر حقوقى انسانها آزادند كه حرف خود را بزنند، خصوصا در بحث و گفتوگو، و بايد بهگونهاى باشد كه به گمراهى عوام منجر نشود؛ بله، خدا هم جلوى اعتراض ملائكه را نگرفت و پيامبر و ائمه عليهم السّلام هم جلوى مردم را نگرفتند. از طرف ديگر، زود احساسات وسط مىآيد. شما مىگوييد: دنيا، دنياى خشونت است؛ اگر سنگر را رها كنيم به بنبست مىرسيم. شما هم ايمان داريد و هم محبت. اگر فقط ايمان شما بود، نمىگفتيد به بنبست مىرسيم. احساسات هم داريد. محبت، بغض، نفرت و عداوت بين انسانها وجود دارد و قائل زوال هم نيست. از آن طرف عقل و منطق هم داريد و مىگوييد: بايد به آزادى هم قايل باشيم. ما نمىتوانيم در هنگام صحبت با بيگانهها هميشه به طريق عقلى صحبت كنيم و احساسات را كنار بگذاريم. ما انسانيم و نمىتوانيم خود را فراموش كنيم. الآن اگر ما