تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٢ - ٥ مبانى و مبادى نظرى تعامل بين مذاهب و فرق

اما اگر اين حق آزادى به جايى برسد كه با اصول اسلام مساس پيدا كند و مسخره شود، تهاجم خارجى زياد مى‌شود، ستون پنجم بيگانه نفوذ مى‌كند، حرف بيگانه از زبان خودى‌ها بيرون مى‌آيد. در اين‌جا مردم گمراه مى‌شوند و پايه‌هاى حكومت ضعيف مى‌شود. اما در خيلى جاها تطبيق كليت بر مصاديق سخت است. من اگر در كوفه بودم، تفنگ هم در دست داشتم، به ابن كوّاى شليك مى‌كردم. آخر اين‌گونه گستاخى‌ها به مقام خلافت و به دين ضرر مى‌رساند، به وضع اجتماع ضرر مى‌رساند. ولى خوب او حضرت على عليه السّلام بود.

على يعنى اقيانوس عظمت. شرايط زمان و رو حيات زمامداران فرق مى‌كند.

* در بحث تقريب، اصول كلى مهم است و مشكل كار همين‌جاست. به لحاظ روش‌شناسى چه روشى را بايد در پيش گرفت كه كارآمدى بيشترى براى نظام و حكومت داشته باشد؟ حضرت عالى مى‌فرماييد تعامل و گفت‌وگوى بين مذاهب و فرق صرفا مبتنى بر روش و توصيه اخلاقى نيست، مبانى قرآنى هم دارد. به سيره ائمه عليهم السّلام و مبانى حقوقى م اشاره فرموديد. غير از اين سه مبنا، مبناى ديگر هم مى‌توانيم پيدا كنيم؟

* يك مبناى ديگر ترويج اسلام است. اسلام را بايد حفظ كنيم و شبهات را از آن دفع كنيم. ترويج اسلام با زور شمشير نمى‌شود. يكى از تفاسيرى كه در مورد لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ‌[١] گفته شده، اين است كه اكراه در عقايد نمى‌شود و تنها در عمل محقق م گردد، مى‌شود گفت مثلا به زور نماز بخوان. در زبان، اكراه صورت مى‌گيرد، در عمل صورت مى‌گيرد، اما در عقايد، در روح انسان و در اعتقادات اكراه امكان ندارد.

اين واجب است كه من بايد مردم را به اعتقاد به اسلام دعوت كنم: وَ لْتَكُنْ‌


[١] . سوره بقره، آيه ٢٥٦.