تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٠ - ٥ مبانى و مبادى نظرى تعامل بين مذاهب و فرق
اگر اين اسما را به ملائكه تعليم مىكرد، آنها از آدم داناتر مىشدند. پس خدا ملائكه را ضربه فنى كرده و اسما را به آدم تعليم داد. اين اشتباه است. وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ.[١] ملائكه استعداد نداشتند. اگر اين اسما براى ملائكه مطرح مىشد، تفهيم صورت نمىگرفت. لذا اين اشكال وارد نيست و آدم برترى خود را ثابت كرد.
ما بايد بنشينيم و به تاريخ نگاه كنيم. من گمان مىكنم آن آزادى سياسى كه در حكومت على عليه السّلام بود، امروز در غرب هم وجود ندارد. عبد اللّه بن عمر و دو- سه نفر ديگر به آن حضرت مىگويند: با تو بيعت نمىكنيم. اجماع عمومى كه براى خلافت على عليه السّلام صورت گرفت، براى هيچيك از خلفاى ثلاثه به وجود نيامد. براى خليفه اول يك عده خاصى در سقيفه بنى ساعده اولا بيعت كردند، بعد بقيه مجالى براى انتخاب نداشتند و بيعت كردند. عمر توسط دستور خاص خليفه اول به خلافت رسيد. عثمان توسط سه نفر (عبد الرحمن بن عوف، طلحه و سعد بن وقاص) به خلافت رسيد. اما براى على عليه السّلام در مرتبه اول، بدون اين كه او عنوان امير المؤمنين عليه السّلام داشته باشد، جماعت مردم مدينه و انقلابىهايى كه از مصر آمده بودند، يكجا با على عليه السّلام بيعت كردند.
خلافت على عليه السّلام از تمام خلفا قانونىتر بود. چند نفر گفتند: ما با تو بيعت نمىكنيم، فرمودند: برويد. اگر هر خليفه ديگرى بود، گردن آنان را مىزد.
بالاترين مظهر آزادى در حكومت على عليه السّلام، در كوفه بود. پس از فتح روزى على عليه السّلام نماز مىخواند. ابن كوّاى خارجى پشت سر على عليه السِّام در مركز خلافت نماز مىخواند. در وسط نماز على عليه السّلام وقتى امام مشغول خواندن حمد است، او با صداى بلند شعار مىدهد: لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ.[٢] او كه شعار داد، على عليه السّلام ساكت شد و او كه ساكت شد، على عليه السّلام شروع كرد. او
[١] . سوره بقره، آيه ٥٧.
[٢] . سوره زمر، آيه ٦٤.