تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٣ - ٤ وحدت اسلامى و تقريب مذاهب

هستم، پول را من مى‌دهم، بيست روايت پيدا كنيد. اما اگر از من بخواهيد، من رواياتى از كتاب‌هاى شما و صحيح مسلم پيدا مى‌كنم و مى‌آورم كه مى‌گويد: نه يك آيه و دو آيه؛ بلكه ابو موسى اشعرى مى‌گويد: دو سوره از قرآن حذف شده است. عايشه مى‌گويد كه اين سوره احزاب، نصفش رفته و حذف شده است. مى‌گويد: آيات ديگرى هم بود و ما كه به عزادارى پيغمبر مشغول شديم، بز و گوسفند آمد آن كاغذهاى قرآن را خورد و از بين رفت. پهلوى من نماينده رييس جامع الازهر مصر هم نشسته بود، گفت: آيا اين‌طور است؟

گفتم: اين روايت‌هاى شما است. بعد شما ما را متهم مى‌كنيد به تحريف قر آن.

اين‌كه مى‌گوييد ما به عايشه بدگويى مى‌كنيم، برويد در كتب شيعه پيدا كنيد.

ما كه قرآن را قبول داريم، شما هم مى‌دانيد كه ما قرآن را قبول داريم، قرآن مى‌گويد: النَّبِيُّ أَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ‌.[١] كى مى‌تواند اصرار كند كه مادرش به فحشا علاقه داشته است؟ لعنت بر دروغگو، او هم ساكت شد.

ببينيد كسانى هستند كه در قلوبشان مرض دارند و نمى‌خواهند بين شيعه و سنّى اتحاد بشود. يك راه خيلى پرزحمتى است، ولى بايد برويم و حوصله داشته باشيم و تسليم اينها نشويم. نه افراط را از طرف شيعه قبول كنيم و نه از طرف سنّى، چنان‌كه تفريط هم كه مقام امامت را پايى بياوريم و بخواهيم گذشت كنيم، صحيح نيست. نه ما اين كار را مى‌كنيم و نه به سنّى‌ها مى‌گوييم كه اين كار را بكنند. نه شيعه سنّى مى‌شود و نه سنّى شيعه، ولى به مذاهب ديگر كه مى‌رسيم، بايد آنان را معذور بداريم. به اعتقاد من، نود و نه درصد از آنها جاهل قاصر هستند، همان‌طور كه در اين طرف بسيارى قاصر هستند.


[١] . سوره احزاب، آيه ٦.