تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٩ - ٤ وحدت اسلامى و تقريب مذاهب
بيندازند. امروز كه اسلام در غرب نفوذ كرده و كمكم رشد مىكند، آنها مىآيند از مقدسات اسلامى كاريكاتور مىكشند. سلمان رشدى عليه مقدسات اسلامى كتاب مىنويسد. اينها مىخواهند جلوى نفوذ اسلام را بگيرند، و بقيه را از اسلام دور كنند. همانطور كه بين اسلام و اديان ديگر اختلاف مىاندازند، مىخواهند بين مذاهب اسلامى هم اين كارها را انجام دهند.
* براى رفع اين موانع چه بايد كرد؟
* بايد كار كنيم، نبايد بترسيم، نبايد افراط و تفريط داشته باشيم. نمىگوييم كه بين مسلمانان هيچ اختلافى نيست؛ زيرا ما در فروع عقايد اختلاف داريم، همينطور نمىگوييم كه مذاهب اصلا قدر جامع ندارند، ما مىگوييم امامت از اصول مذهب است، عدل از اصول مذهب است. در مسلك اشعرى، عدالت خدا محفوظ نمىماند، «كسب» اشعرى هم نامفهوم است. ولى اينها مباحث علمى است و ربطى به دين ندارد، ولى اگر توحيد و نبوت و معاد را قبول نكردى، كافرى و اگر دوتاى ديگر را قبول نكردى، از مذهب شيعه خارج هستى؛ يعنى بايد اين را درست تفهيم كنيم كه زمينه اتحاد مسلمين فراهم گردد، اهل حجت حرفهاى ناصبى را بايد رد كنند.
اختلاف در اصول، خيلى اختلافبرانگيز نيست. بزرگترين اصلى كه الآن بين ما و مذاهب ديگر وجود دارد، مسأله عينيت صفات خدا با ذات خداست؛ مثلا اگر ما همين را قبول نكنيم و بگوييم كه صفات عين ذات خدا نيست و بگوييم زايد بر ذات خداست، اين برمىگردد به عقيده مادىها، اينقدر اين قضيه مهم است. اما من تا الآن هنوز جايى نديدهام كه به خاطر نزاع بر سر اين اصل، دماغ يك نفر خراشيده شده باشد. ببينيد سر فرد كه نزاع مىشود، حساسيتبرانگيز مىشود و مثلا به خاطر ابو الفضل العباس يا