تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٨ - ٤ وحدت اسلامى و تقريب مذاهب

آن‌چه در صحيح بخارى است از زبان رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله است، وگرنه زنش مطلقه شود؛ اين فرد زنش مطلقه نمى‌شود و قسم او هم صحيح است. عين همين افراطكارى در مذهب شيعه هم هست. عده‌اى مى‌گويند: همين كافى، كل آن از زبان ائمه اطهار عليهم السّلام است، اما با مراتب. يك عده مى‌گويند: قطعى الصدور است. يك عده مى‌گويند: قطعى الصحه است. يك عده‌اى ديگر مى‌گويند:

مقطوع الحجية است، حتى مرحوم نائينى با تمام دقت و فضل و كمالى كه داشت، خدشه كردن در احاديث كافى را نشانه عجز مى‌دانست.

ما به كلينى احترام مى‌گذاريم و مى‌رويم سر قبرش، قبر او را مى‌بوسيم، اما نبايد دليلى باشد كه اگر چند قرن گذشت، ديگر بگوييم هرچه را كلينى نقل كرده، ما قبول مى‌كنيم. او هم نگفته كه تمام اينها درست، و همه روايت‌ها قطعى الاعتبار است. بعضى راوى‌هاى بى‌دين و فاسق در اسناد اصول كافى هست. بعضى از اينها غالى بودند. در رجال كشى هم اين نكته آمده است. هيچ مذهبى خالى از غلو نيست. مذهب ما درست است، اما بايد احساسات خود را كنترل كنيم، بايد دليل و منطق را به كار بگيريم.

برمى‌گرديم به سؤال شما، اولا وهابيت نقش عمده‌اى در اختلافات بين مسلمين دارد.

ثانيا، مسلمان‌ها به خاطر ضعف فكرى و اعتقاد مفرط خود، مذهب خود را مبرّا از هر عيبى مى‌دانند و كل عيوب را در مخالفان خود مى‌بينند. به چيزى كه شيعه افراطى معتقد است، سنّى افراطى به عكس آن اعتقاد دارد. در اين موارد گاهى تقصير و گاهى هم قصور هست. تعصبات بى‌جا و عوام‌پرستى هم داخل مى‌شود و براى دفاع از قداست يك فرد و يا به خاطر آن كه از مردم پول بگيريم، به لعن و ... متوسل مى‌شويم. گاهى هم دست‌هاى پنهان استعمار خارجى در كار است، انگليسى‌ها اين كارها را مى‌كنند كه بين مذاهب اختلاف‌