تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٦ - ٤ وحدت اسلامى و تقريب مذاهب
صلّى معهم فى الصف الاول كان كمن صلّى فى الصف الاول خلف رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله»
با اين شدت و به اين سياق معلوم است كه حكم اولى را بيان نكرده است. ولى آن تقيه واجب هم نيست؛ يعنى تقيه مداراتى است و مدارا كردن و حفظ وحدت مسلمانان است.
ائمه يا علم غيب داشتند يا حدس مىزدند كه شيعه هميشه در اقليت مىماند. لذا نبايد شيعه نابود شود و نبايد صفوف اسلامى از هم جدا باشند.
اگر امام جماعت عادل نيست، نباشد؛ بسم اللّه نمىگويند، نگويند؛ پا و سر خود را مسح نكرده، بلكه شسته، اشكال ندارد. اين نمازى كه با اين همه اهميت
«الصلاة معراج المؤمن»
يا
«ان قبل، قبلت ما سواها و ان ردّت، رد ما سواها»
پشت سر آنان صحيح است و بر اساس همان حديث معتبر و صحيح السند، بايد در صف اول آنان ايستاد؛ يعنى تقيه مجامله، مدارا كردن، و وحدت اسلامى را حفظ كردن. بنابراين براى ما نبايد تعصبات بىجا پيدا شود.
* درباره روايتى كه مىگويد ايشان (اهل سنت) در نماز كالجدار (مثل ديوار) هستند، چه مىگوييد؟
* فعلا در خاطرم نيست كه سند اين حديث معتبر است يا خير. اگر معتبر نبود كه قبول نمىكنيم، اگر معتبر باشد، بايد جمع كنيم. اگر به حسب واقع نگاه كنيم، كه اگر پا را مىشويد و مسح نمىكند، وضو باطل است و وضو كه باطل شد، نماز هم باطل مىشود و در اين صورت همان جدار است. اما بايد امثال اين روايت را با روايات ديگر يك جا معنا كنيم، آن وقت مىفهميم كه ناظر به مقام ثبوت بوده، اما در مقام اثبات بايد همان ظاهر اسلامى رعايت شود.
* آيا مىتوان گفت كه بر اساس همين مبناست كه حضرت امير عليه السّلام اسم بچههايش