تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٢ - ٤ وحدت اسلامى و تقريب مذاهب
وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ[١] در اينجا قضيه سلطه در كار نيست. أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ[٢] آيا ولايت در اين آيه را به معناى زمامداران خدا مىگيريم؟ ما كه زمامدار خدا نيستيم. بنابراين ولايت گاهى به معناى محبت مىآيد و گاهى به معناى مالكيت و زمامدارى، چيزى كه مسلّم است و سنّىها هم قبول دارند؛ مثلا در همين تحفه اثنا عشريه كه كتاب بزرگى عليه شيعه است و با تحقيق هم نوشته شده و من يك كتاب در جواب آن نوشتم كه قبل از اين كه كمونيستها به قندرهار بيايند، در ايران چاپ شد، در همين تحفه اثنا عشريه نوشته شده كه اجماع اهل سنت بر اين است كه محبت به پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و آل پيغمبر واجب است، پس دوستى اهل بيت پيغمبر، مورد اجماع بين شيعه و سنّى است، به استثناى ناصبىها. محبت اهل بيت اجماعى است. در اين مسأله اهل سنت روايات زيادى را نقل مىكنند. اما امامت به معناى زمامدارى نه. خود ائمه از اينها زن گرفتند و رفتند به خانههايشان و غذايشان را خوردند، ذبيحه آنها را كه در مدينه قصابى داشتند، خوردند. اگر اينها را در نظر بگيريم، نبايد اين ولايت را به معناى امامت بگيريم.
* اگر اينطور باشد ممكن است گفته شود كه، ولايت در حديث غدير را هم بايد به معناى محبت بگيريم و طبعا ديگر هيچ مشكلى با برادران اهل سنت نخواهيم داشت!
* ببينيد، در آنجا (حديث غدير) ولىّ به كار نرفته در آنجا مولى به كار رفته است. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله فرمود:
«من كنت مولاه فهذا على مولاه»
مولى همانطورى كه در لغت بيان كردهاند، به معنى اولى در تصرف است؛ يعنى به معناى امامت.
بلكه اگر لفظ ولى مىبود، باز هم به معناى امام بود؛ زيرا قرينه مقام در غدير خم دليل قاطعى بر آن است.
[١] . سوره توبه، آيه ٧١.
[٢] . سوره يونس، آيه ٦٢.