تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٩ - ٤ وحدت اسلامى و تقريب مذاهب
بگويد به بهشت مىرود، بايد قبول كنيم. حالا عذاب آخرت به دنيا مربوط نيست. در جنگ با كفار وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و مسلمانان، كفار را مىكشتند، يا اسير مىكردند، از آنها سؤال نمىكردند كه اين فرد قاصر است يا مقصر. اين احكام وضعى دنياست. كافر نجس است، قاصر و مقصر ندارد، بنا به قول مشهور اماميه. آنها در جنگ كشته و يا اسير مىشدند. اينها احكام وضعى دنياست. اگر در دنيا حجت بر آنها تمام نشده باشد، در آخرت آنها مستحق عقاب نيستند. رواياتى در جلد پنجم بحار الأنوار داريم كه در روز قيامت چند دسته را مىآورند به ميدان قيامت و آنها را امتحان مىكنند و آنها كسانى هستند كه حجت بر آنها تمام نشده است.
* مىتوانيد ملاك روشنى براى قاصر و مقصر يا كسى كه حجت برايش تمام شده است يا نشده، ارائه دهيد؟
* مخالفان حق سه دستهاند: يك دسته معاندان هستند. روايت داريم مىگويند يك نفر آمد پيش پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و گفت در داخل دستم چيست؟ پيامبر فرمود:
سنگريزهها كه لا اله الا اللّه مىگويند. دستش را باز كرد، ديد سنگريزهها لا اله الا اللّه مىگويند، برگشت و گفت خيلى جادوگر ماهرى هستى و ايمان نياورد.
خوب اين معاند است وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا.[١]
و يك دسته ديگر مقصرند، مثل برخى از غربىهاى امروزى كه مىگويند:
ما دنبال دين خرافى نمىگرديم، دين شكم كسى را سير نمىكند، چه حق باشد و چه ناحق. اين دين براى ما بىاهميت است، اينها خرافات است؛ چنين افرادى مقصرند. مقصران هم از نظر عقلى دو دسته هستند: يك دسته آنهايى هستند كه در علم خدا ثابت است كه اگر تقصير نمىكرد و دنبال حق مىرفت،
[١] . سوره نمل، آيه ١٤.