تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٧ - ٤ وحدت اسلامى و تقريب مذاهب
عباس وساطت كرد و حضرت قبول كرد. برخى گفتهاند: ممكن است نكاح دختر على با فلانى واقعا باطل بوده و على از ترس راضى شده است آيا ممكن است نعوذ باللّه كسى تحمل مقاربت غير مشروع با دخترش ا بكند؟ من و شمايى كه ايمان ضعيف داريم، آيا اى كار را مىكنيم؟ مىگوييم اگر كشته شويم، براى ما بهتر است. بنابراين اگر صحيح نبود، على عليه السّلام چطور راضى شد؟
* پس شما مىفرماييد ناصبىها كافر نيستند؟
* من نمىخواهم فتوا دهم، من مىخواهم شواهد را نقل كنم. گفتم كه اكنون فوق فقه صحبت مىكنيم؛ يعنى ما نبايد دچار تعصب شويم- مثل وهابىها كه دچار تعصب شدند و غير از خود، همه را كافر مىدانند. نبايد در محيطهاى تشيع مانند قم و نجف بنشينيم و بگوييم، اسلام فقط همين تشيع است و بس و بين اسلام و تشيع از ميان نسب اربعه، نسبت تساوى برقرار است. بايد كمى بيشتر فكر كنيم و معاشرت و رفتار در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله را مورد ارزيابى قرار دهيم.
تاريخ نقل مىكند: دختر اشعث بن قيس- كه امام حسن مجتبى عليه السّلام او را خواست- فرد بارز ناصبىها بود، كه به كشتن امام حسن عليه السّلام راضى شد. آن نكاحها چه مىشود؟ آيا آنها را تخطئه مىكنيم؟ آيا تاريخ را قبول نمىكنيم؟
ممكن است يك نفر اصرار كند و بگويد، ازدواج دختر اشعث با امام حسن مجتبى عليه السّلام سند معتبرى ندارد، اما در موارد گذشته كه سندش معتبر است، آنها چطور مىشود؟ مگر اين كه آدم تعصب به خرج دهد و همه را ناديده بگيرد كه اين كار اشتباه است.
منتهى اين سؤالى كه شما مطرح كرديد، سؤال خوبى است. آن طرف هم روايت دارد، همين كه فرمودند اينها به دوزخ مىروند و چه مىشوند؛ اگر