تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦١ - ٤ وحدت اسلامى و تقريب مذاهب
يك نفر مىگفت: دو- سهبار در بيروت چاپ شده است. ديگر بقيه زندهباد و مردهبادش را شما مىدانيد كه در اينجا چه خبر است.
* از نظر شما معناى وحدت اسلامى چيست و ربط و نسبت آن با تقريب مذاهب چگونه است؟
* در بعد علمى، ما با همه مذاهب اسلامى به استثناى غالىها- البته غلو هم مراتبى دارد، بعضى از مراتب آن باطل است، ولى برخى ديگر به كفر مىرسد- مشتركاتى داريم، به نظر مشهور علماى شيعه، ناصبىها ولو منتسب به اسلاماند، اما مسلمان نيستند. به قول صاحب عروه و جمعى از محشيان و تعليقهنويسان بر عروه، مجسّمه هم اگر به لوازم اقوال خود ملتزم شوند، مسلمان نيستند؛ ولى اهل سنت با مذاهب اربعه خود، مسلمانند و با ما، مشتركاتى دارند و از بعضى احاديث شيعه برمىآيد كه اينها اگر ناصبى نباشند، از باب تفضل به بهشت هم مىروند.
از اين بحث كه بگذريم، در علم كلام يك بحثى هست كه آيا جاهل قاصر در عقايد معذور است يا نه؟ به مشهور علماى شيعه نسبت داده شده است كه متكلمان شيعه و سنّى، قائلند كه آنها معذور نيستند، چون حجت تمام است؛ كسى كه جاهل مىماند، معلوم است كه مقصر است. متكلمان اهل سنت كه به حسن و قبح عقلى قائل نيستند، مىگويند: آنهايى كه در عقايد به واقع نرسيدند، چه قاصر باشند و چه مقصر، در روز قيامت همه به دوزخ مىروند.
عدليه، از جمله اماميه- كه معتقد به حسن و قبح عقلى هستندبمنكر صغرا هستند و مىگويند: جاهل قاصر نداريم، زيرا حجت بر همه تمام شده است و دراينباره به بعضى از آيات استدلال مىكنند كه يك بحث جنجالى است و تفصيل آن را در اول صراط الحق نوشتهام. واقع آن است كه چه از نظر قرآن و