تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧ - ٣ شيعه و اهل سنت، مشتركات و اختلافات
نشده است. البته مىشود عامل سومى را نيز مد نظر قرار داد و نبايد آن را ناديده گرفت و آن عواطف و احساسات بشرى دانشمندان با در نظر داشت عوامل سياسى و اجتماعى آن زمان بوده است.
دانشمندان مستنبط ما غالبا افراد عادى بودهاند، منتهى داراى علم و محبت به اسلام، ولى نبايد آنها را صددرصد از عوطاف و احساسات انسانى به دور پنداشت؛ زيرا غلو و مبالغه، آدم را از راه حقيقت گمراه مىسازد.
آرى، علت به وجود آمدن مذاهب متعدد، همين اختلاف فكرى در استنباط از قرآن و سنت به ضميمه احساسات جمعى از اينان در شرايط سياسى و اجتماعى آن زمان بوده است، كه نبايد آن را غير طبيعى و حتى قابل تعجب شمرد؛ زيرا اين دو پديده (تفاوت فكرى و احساسات و تأثير محيط) در زندگانى بشر بوده و باقى خواهد ماند و حتى لازمه لا ينفك طبيعت بشر غير معصوم مىباشد. ولى آنچه مشكلات را زياد نموده و حتى عامل خونريزى و بدبختى گرديده، مداخله دو امر ديگر بود:
امر اول، تعصبات خشك و احمقانه عوام و رهبران كمسواد مذهبى به نام ملّا، عالم، پير، مرشد و ... كه اختلافات جزئى مذهبى را بزرگ جلوه داده و سبب عداوت و بدبينى و حتى جنگهاى داخلى شده و روزگار مسلمانان را به تباهى كشاندند.
البته تعصب اگر به معناى محبت به مذاهب باشد، عيبى ندارد و قابل جلوگيرى هم نيست؛ ولى اگر به معناى عداوت با مذاهب ديگر باشد، خطرناك مىشود. سبب اين تعصب دو چيز است:
يكى جهالت يا كمعلمى و ديگرى سودجويى و مطرح ساختن اميال نفسانى و حاكميت بر عوام بىخبر و غافل.
امر دوم، مداخله كشورهاى بزرگ به منظور استعمار و استثمار و تضعيف