تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١ - ٢ تعامل اهل سنت و شيعه، ضرورت ها و پيامدها

نه ما مى‌خواهيم پيروان مذهب سنّى را شيعه كنيم و نه آنها به اين فكرند.

آنها الآن مى‌فهمند كه شيعه هم مثل سنّى مسلمان است و آنها از مبانى اسلام دفاع كرده‌اند و خون داده‌اند. در افغانستان خون سنّى و شيعه با هم ريخت و كمونيست‌ها را به عقب‌نشينى وادار كرد. من فكر مى‌كنم از همين راه بايد مشكلات پاكستان و چند كشور ديگر حل شود.

اگر هزار كار بكنيم تا ادعا كنيم كه شيعه مسلمان است، وهابى‌ها چند برابر آن را بر ضد ما انجام مى‌دهند. آنها به ائمه عليهم السّلام، به ايران، به رهبرى و به امام خمينى رضى اللّه عنه ناسزا مى‌گويند و همه را تكفير مى‌كنند. بهترين راه براى شكست وهابيت، ايجاد و تحكيم برادرى بين شيعه و سنّى است. بهترين راه اين است كه با تلاش و كوشش برنامه‌ريزى كنيم كه مذهب شيعه مثل مذهب حنفى، در چند كشور اسلامى ديگر رسميت پيدا كند.

ما نبايد فقط سخن از وحدت بگوييم يا روى كاغذ بنويسيم، ولى در عمل كارى نكنيم. اگر مذهب شيعه در افغانستان رسمى نمى‌شد، امكان نداشت در تلويزيون به اين شكل شعائر مذهبى شيعه پخش شود و يا كسى نسبت به ما محبت پيدا كند. اكنون در افغانستان بين شيعه و سنّى احترام و محبت بسيارى وجود دارد. ما بايد كوشش كنيم كه در چند كشور اسلامى ديگر كه شيعه به مقدار معتنابهى وجود دارد، مذهب شيعه را رسمى كنيم. در اين راه هرچه زحمت بكشيم و هر كارى بكنيم، ارزش دارد.

البته در افغانستان درباره مسائل مهم اسلامى مذاكرات زيادى صورت گرفته است. از آن جمله مذاكراتى درباره توهين به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله و كاريكاتورهايى كه اخيرا كشيده شد، انجام گرفت. اين مسلما يك نقشه استعمارى بين المللى است و مربوط به آزادى بيان يك نويسنده نيست. اگر يك وقت درباره كشته‌هاى يهود صحبت شود، مى‌گويند: اين قابل بحث‌