تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨ - ٢ تعامل اهل سنت و شيعه، ضرورت ها و پيامدها

شكسته آنها به دامن اسلام بروند؛ يعنى وهابى شوند، يا زمين و زندگى و خانه خود را ترك كنند و از افغانستان بروند.

ما در آن شرايط رفتيم و با محبت و منطق صحبت كرديم. مذهب جعفرى براى اولين‌بار در طول تاريخ افغانستان در قانون اساسى راه پيدا كرد. جالب اين است كه از پانصد نفر نماينده‌اى كه در مجلس براى تصويب قانون اساسى در سال ١٣٨٢ حضور پيدا كردند، ٥٠ نفر شيعه و ٤٥٠ نفر سنّى بودند. از اين ٤٥٠ نفر با آن همه سابقه، يك نفر از برادران اهل سنت با ما مخالفت نكرد. من قبل از آن مى‌ترسيدم، اما به‌هرحال، مذهب جعفرى به رسميت خود رسيد.

اگر برخورد، با ستيزه و تندى صورت مى‌گرفت، يقينا اين كار ممكن نبود اگر ده هزار نفر هم كشته مى‌شد، اين كار انجام نمى‌شد، ولى با محبت و صميميت به انجام رسيد.

ايران را جدا كنيد، ايران قابل قياس نيست. اما در كشورهاى اسلامى، حتى در عراق و بحرين و لبنان كه اكثريت شيعه هستند، اين حقى كه شيعه در افغانستان گرفته است، به مراتب بيشتر از آن مقدارى است كه آنها دارند. در تمام لبنان و بحرين و عراق، عقايد شيعه در مدارس دولتى تدريس نمى‌شود.

از اين به بعد در افغانستان، عقايد شيعه را كه خمس افغانستان هستند، هم شيعه مى‌خوانند و هم مابقى كه حنفى هستند، بايد بخوانند.

الآن احوال شخصيه را در مشهد، يك عده از طلاب افغانى با اصطلاحات علم حقوق دارند تدوين مى‌كنند. مقدارى از ١٢ كتاب فقهى تدوين شده است و بقيه هم تدوين مى‌شود. ما منتظريم كه كار اينها زود تمام شود و به شوراى ملى خود ببريم و آنها را قبول كنند. آنها حق ندارند بگويند نه! زيرا قانون اساسى تصويب كرده است. ما اين قوانين را مى‌دهيم تا به شكل رسمى در محاكم برود و توسط قضات شيعه تطبيق شود. ما اين كار را كه شبيه معجزه بود، كرديم.