تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦ - ٢ تعامل اهل سنت و شيعه، ضرورت ها و پيامدها

يكى به معناى رهبرى و زمامدارى. اين كه در اين‌جا آمده است، ممكن است محبت باشد.

عبد العزيز دهلوى، يكى از علماى اهل سنت- كه كتاب تحفه اثنا عشريه را تأليف كرد و مطالب بسيارى عليه مذهب شيعه نوشت- اقرار مى‌كند و مى‌گويد: محبت اهل بيت پيغمبر عليهم السّلام به اجماع اهل سنت واجب است. آنها اين را قبول دارند. لذا ما ناصبى را تكفير مى‌كنيم كه مخالف ضرورت اسلام رفته است. اين ولايت به معناى زمامدارى نيست. ائمه عليهم السّلام با اهل سنت تعامل داشتند و همكارى مى‌كردند. اگر خليفه ثانى ده‌جا گفته است كه‌

«لو لا على لهلك عمر»

گذشته از اين كه از علم على عليه السّلام به فقه و دين حكايت مى‌كند، از همكارى امير المؤمنين عليه السّلام با خلفا نيز حكايت مى‌كند.

همين خانمى كه امام چهارم گرفته بود و باخبر شده بود كه به على عليه السّلام دشنام مى‌دهد، براى امام چهارم غذا درست نكرده است؟ آن زمان‌ها آب لوله كشى نبود، آب چاه و قليل بود. آيا قبول كنيم كه امام مدت‌ها غذاى نجس خورده است؟ البته ممكن است ولايت در حديث فوق و احاديث شبيه آن به معناى امامت و زمامدارى باشد، ولى باز منكر امامت به خاطر احاديث معتبره و غير معتبره ديگر تكفير نمى‌شود و به قرينه آن روايات و سيره مستمره و متصله به زمان ائمه عليهم السّلام مى‌گوييم: امامت شرط تشيّع است و منكر آن شيعه نيست و يا كامل نيست و به مقتضاى جمع بين همه نصوص و سيره اسلام اهل سنت است.

همكارى كردن گاهى ممكن است با كفار هم باشد. پيغمبر بزرگوار هم از كفار استفاده مى‌كرد. در روزگار امروز ما به عنوان حكم اولى و يا ثانوى، بايد با ديگر مذاهب و اهل سنت همكارى داشته باشيم. گروه‌هاى افراطى كه الآن در بين مسلمانان پيدا شده‌اند، جز با همكارى شيعه و سنّى قابل مهار كردن‌