تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧ - ١ زندگى نامه خودنوشت

حالت روحى من اين‌طور است كه علاقه وافرى به زنده ماندن ندارم. هر وقت اراده پروردگار به رفتن من از اين جهان قرار گيرد، رضايت دارم.

تنها آرزويى كه در دل دارم، اين است كه خداوند اسباب طبع كتاب الجواهر المنتخبه في الروايات المعتبره را فراهم سازد. در اين كتاب روايات معتبر السند را در مدت چهار سال و اندى گردورى نموده‌ام و همين چند روز قبل، از كار آن فراغت پيدا كرده‌ام و دوست دارم كه مورد استفاده مؤمنين و دانشمندان واقع شود و تعداد اين روايات از دوازده هزار بيشتر است، ولى اگر خداوند طبع آن را اراده نكرده باشد، و يا پس از فوت من اراده كرده باشد، صددرصد به اراده حكيمانه او تسليم و راضى هستم.

بارى، كمال بندگى در همين تسليم اختيارى انسان به اراده خداوند است، نه به خواسته‌ها و آرزوهاى موهوم خودش. خداوند زيبا و كامل است و جز زيبايى و كمال و اصلح، كارى نمى‌كند؛ بلكه زيبايى و كمال و اصلح جز به كار او، معيار و مفهومى نيابد (دقت شود).

در پايان بايد ذهن خواننده را متوجه اين نكته نمايم كه نگارنده داراى نواقص روحانى و اخلاقى و فاقد تخصص علمى است و تأليف اين كتاب نه ناشى از سرمايه علمى اوست؛ بلكه فقط نمايانگر اخلاص او به شما خوانندگان عزيز است كه شايد بعضى از مطالب آن براى حال شما مفيد واقع گردد. به اميد خوشبختى و كاميابى معنوى و مادى شم عزيزان به هر مذهبى كه هستيد.

زنده‌باد علم، معرفت و وجدان بشرى، مرده‌باد جهالت و خودپسندى.