تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٠ - ٦ استراتژى و عوامل تقريب مذاهب اسلامى
طريق صحابه وارد شده است، كه يا متفق اللفظ و المعنى است يا متفق المعنى.
اين كتاب، سنگ محكمى به دهن تفرقهاندازان مىزند.
٤. تشكيل جلسات تبليغى مشترك در اوقات مناسب دينى، مانند ماه رمضان، تجليل از نزول قرآن، ميلاد نبى صلّى اللّه عليه و اله و امثال اينها كه شيعه و سنّى بر آنها اتفاق دارند.
٥. تشخيص دقيق موارد متفق عليه و مختلف فيه بين طرفين، تا به وسيله اختلاف موهوم و غير واقعى از هم دور نشويم.
٦. اشتراك در غم و شادى پيروان ساير مذاهب كه در يك محل زندگانى مىكنند.
٧. ادامه كنفرانسهاى تقريبى مانند همين كنفرانس[١] و توسعه آن در كشورهاى ديگر.
٨. تشكيل شوراهاى اخوت اسلامى به منظور تقريب در هر محلى كه جمع معتنابهى از شيعه و سنّى اقامت دارند. ما در افغانستان چنين شوراهايى را تأسيس كردهايم و به حد توان، كمك جزئى هم به آنان نمودهايم و بايد در فكر توسعه آن باشيم.
٩. كم كردن فشارهاى سياسى و اعطاى حقوق كامل مدنى و غيره، توسط دولتها به اقليتهاى مذهبى كه قهرا محبت را دربردارد. در افغانستان ماده ٤٥ و ١٣١ قانون اساسى سال ١٣٨٢ شيعيان را از دولت و اكثريت راضى نمود.
١٠. برائت شيعه از غلات، و برائت اهل سنت از نواصب، تا وجود اين دو طايفه باعث اشتباه برادران مسلمان شيعه و سنّى نشود و همه بايد بدانيم كه غلو و ناصبىگرى در اسلام مشروعيتى ندارد.
[١] . اشاره به كنفرانس بين المللى وحدت اسلامى كه همهساله در ايران تشكيل مىگردد.