تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٦ - ٥ مبانى و مبادى نظرى تعامل بين مذاهب و فرق
بهترين مباحث منطق صناعات خمس است، منتها كليات را بيان مىكند.
صناعات پنجگانه، مفاهيمى از اين منطق را بيان مىكند و براى تشخيص مصاديق هيچ ضابطهاى ندارد، مثلا ما الآن مىگوييم حديث غدير خم متواتر است. فخر رازى قسم مىخورد و مىگويد: خدا شاهد است كه براى ما يقين پيدا نشده است. من گمان نمىكنم كه فخر رازى به دروغ قسم بخورد. من مىخواهم بگويم اين موارد به درستى تنقيح نشده است، مثلا من يك ماده را مىگويم: برهانى است، شما مىگوييد: خير شعرى است؛ تو شعار مىدهى.
اين است كه منطق تا به امروز مشكلات انسانها را حل نكرده است و روز به روز مكاتب فكرى بيشتر مىشود. اين نقص منطق است، چه منطق ارسطويى، چه ساير منطقهايى كه وجود دارد. نقص منطق است كه كليات را تعريف مىكند، ولى يك معيار براى مصاديق آنها ندارد، و شايد چنين چيزى براى انسانها ناممكن باشد. يكى مىگويد: اين ماده خيالى و موهوم است و من مىگويم كه اين ماده عقلى و واقعى است، يا شما مىگوييد اين جدل است، من مىگويم موعظه حسنه است، مشكل اين است. روشهاى ما هرچه باشد، بالاخره به اين ضعف مىرسد، اگر نمىرسيد، الآن خيلى از اختلافات حل مىشد. بعضىها مىگويند: حق همين است كه من قبول دارم، بقيه با نمىفهمند يا لجبازى مىكنند. من معتقدم به يك چيزى و آنها هم به چيز ديگرى معتقدند؛ در اين شكى نيست آنها هم انساناند و مىخواهند به واقعيت برسند، علاقه دارند به واقعيتهاى عينى برسند. در هر صورت، منطق اين مشكل را دارد، و الّا اينها از قديم همين صناعات خمس را درست كردند. حالا ممكن است در صناعات خمس تغييراتى بدهند، ولى در كل، اين نقص را دارد كه معلوم نيست موادى كه به آن استدلال مىشود، داخل كدام يك از مفاهيم كلى صناعات خمس است. منطق اين را بيان نمىكند.