تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٨ - ٥ مبانى و مبادى نظرى تعامل بين مذاهب و فرق
بدگويى را آغاز كنيد. بايد در چارچوب اخلاق و ادب صحبت كنيد. غرور طرف نشكند تا احتمال تأثير وجود داشته باشد. اگر غرور طرف شكست، به هيچوجه قبول نمىكند.
يك احتمال ديگر اين است كه وقتى با اهل كتاب مجادله مىكنيد، يا با هر كس ديگر، از مواد ظنى و خيالى كه در صناعات خمس منطق امروزى ما تبيين شده است، استفاده نكنيد و احساسات و عواطف طرف را مرعوب نكنيد، منطقى صحبت كنيد، ماده استدلالات شما برهانيات باشد، ضروريات باشد، حداقل قطعيات باشد.
در گفتوگوهايى كه بين اصحاب امام صادق عليه السّلام و مرد شامى انجام شد، راوى مىگويد: چطور بود؟ گفت: خيلى خوب صحبت كردى، هيچجا نلغزيدى، ولى يك كلمه از حق صحبت نكردى. سرزنشى اديبانه كرد. گفت:
طرف گير كرد، اما تو يك كلمه حق را براى او بيان نكردى. در اصول كافى اين داستان بيان شده است. ما مجادلات احسن با اهل كتاب و غير آنها را زياد داريم، مثل توحيد مفضل بن عمر كه در آنجا به طرف مقابل اعتراض مىكند كه چرا اينگونه سخن مىگويى؟! مفضل بن عمر در پاسخ گفت: ما با امام صادق عليه السّلام بدتر از اين حرفهايى كه الآن به تو گفتيم، مىگوييم و او با ما بسيار باملايمت و منطقى صحبت مىكند. تو با همان كلام اول سست شدى و هرچه دلت خواست، به ما مىگويى؟!
ما بايد با آنها صحبت كنيم. دين اسلام دين جهانى است. بايد با آنها گفتوگو كنيم، ولى بايد بر احساسات خود مسلط باشيم و ضمنا بايد چيزى هم بلد باشيم و از مواد قطعى صحبت كنيم.
نقل مىكنند كه ابن حاجب، دانشمند اديب اهل سنت، به مسجد آمد و به يك ملّاى شيعه كه كمسواد بود، گفت كلمه توحيد را تركيب كن. تركيب اين