تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٧ - ٤ وحدت اسلامى و تقريب مذاهب
را ابو بكر و عمر و ... گذاشته و يا بعده امامان ديگر اين كار را مىكردند، مثلا امام زين العابدين عليه السّلام اسم پسرش را عمر گذاشته است؟
* اين الفاظى كه براى بچهها نامگذارى مىشده، آن زمانها اينقدر مطرود نبوده است. گفتم هرچه روزگار مىگذرد، مسائل عادى شكل قداست به خود مىگيرد و مانند آثار عتيقه مىشود و قيمت آن بالا مىرود. در گذشته اين حساسيتها نبوده است.
* الآن موانع همگرايى مذاهب چيست؟
* موانع در طرفين وجود دارد؛ اولا، وهابيت پيدا شد و فاصله را بسيار زيادتر كرد. همين سه چهار روز پيش، يك نامهاى براى ما آوردند، ده پانزده ورق بود كه يك نفر براى زرقاوى در عراقه نوشته بود. من ديدم كه درباره شيعه چه چيزهاى عجيب و غريبى نوشته است. معلوم است كه در اين صورت هر روز شيعه در عراق قتل عام خواهد شد. قضيه طرفينى است. اين طرفينى هم دو قسم است: يك موقع برداشتى است كه از احاديث صورت مىگيرد، يك نفر راوى دروغگو و پليدى كه صد تومان هم ارزش ندارد، گاهى حديثش را به خدا نسبت مىدهد و آن را حديث قدسى مىنامد، مردم هم قبول مىكنند و حاضرند هزار نفر را بكشند، اما قبول نمىكنند كه آن راوى دروغگوست، در اين صورت حق و باطل مشتبه مىشود.
تمام مذاهب به اين بليه مبتلا هستند و آنها نمىتوانند خود را از اين تعصب بيرون كنند و عمدا هم اين كار را نمىكنند، ولى وقتى به منابع آن مذهب مراجعه مىكنند، آن روايتها را مىبينند، مثلا در همين صحاح سته، خصوصا اگر يك روايت در صحيح مسلم و صحيح بخارى متفق عليه باشد.
برخى دانشمندان اهل سنت مىگويند: بايد هر كسى قسم بخورد كه تمام