تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٤ - ٤ وحدت اسلامى و تقريب مذاهب

نداشتند، مگر در مواقع اضطرار. يك نظر ديگر هم نظر تفريطى است كه اهل سنت دارند، كه هيچ اختلافى بين اهل بيت و صحابه نبوده است. تمام بلاهايى كه نقل مى‌شود، كل آن مربوط به عبد اللّه بن سباء است. هيچ خبرى نبوده است. اين مذهب شيعه، خودبه‌خو پيدا شده است. آن را عبد اللّه بن سباء به وجود آورده است. نظريه دوم، بدتر از نظريه اول است. براى نظريه اول ممكن است بتوان شواهدى اقامه كرد، اما براى نظريه دوم هيچ شاهدى وجود ندارد؛ بلكه عليه آن، شواهد زياد قطعى در كتب اهل سنت هست. نظر دوم را به اين خاطر گفته‌اند كه نمى‌توانستند بگويند على عليه السّلام اشتباه كرد. لذا صغرا را منكر شدند و گفتند كه على عليه السّلام اصلا مخالف آنان نبوده است.

عبد الكريم شهرستانى در مقدمه ملل و نحل مى‌گويد، اگر ثابت شود كه على گفته، ما قبول مى‌كنيم، چون پيغمبر گفته است كه‌

«على مع الحق و الحق مع على».

اين قضيه را ابن ابى الحديد هم مى‌گويد. ما مى‌گوييم كه قضيه حد متوسط بوده است. بعضى مواقع حضرت با خلفا شديدا مخالف بوده است، لكن اختلاف نظر باعث نشده كه على عليه السّلام با آنها همكارى نكند. تقريبا در دوران خلفا، على عليه السّلام قاضى بوده است، ولى نه قاضى رسمى. در جنگ‌ها مورد مشورت خلفا قرار مى‌گرفت. براى قضاياى اسلامى على عليه السّلام با آنها بوده، رفت‌وآمد داشتند، سؤال‌هاى علمى مطرح مى‌شده است. حتما يك مواردى بوده است كه على عليه السّلام با آنها همكارى كرده است كه آن جمله‌

«لو لا على لهك عمر»

چندين‌بار گفته شده است.

* همكارى امام على عليه السّلام خيلى جزئى بوده است، چرا على عليه السّلام وارد جنگ‌ها نشد و به آنها كمك نكرد؟

* چون لازم نديد، اگر يك جايى مى‌رسيد كه اسلام ضربه مى‌ديد، يقينا