تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٦ - ٣ شيعه و اهل سنت، مشتركات و اختلافات
ديگر را (در عقايد، تفسير، فقه و حديث) به عنوان مقارنه و مقايسه بخوانند؛ آرى همين طلاب امروز، رهبران مذهبى فرداى مسلمانان مىشوند و عوام را به سوى اتحاد و نزديكى رهنمون مىگردند. و از فتنهانگيزى بيگانگان خارجى و ملّاهاى بىسواد و متعصب داخلى جلوگيرى مىكنند.
خاتمه
شيعه از نظر امامت فعلا داراى سه فرقهاند:
اماميه اثناعشريه كه قسمت عمده شيعه را تشكيل مىدهند. زيديه كه چهار امام را قبول دارند و پس از امام چهارم (على بن الحسين عليه السّلام) به امامت زيد بن على معتقدند. اسماعيليه كه شش امام را قبول دارند و پس از امام جعفر صادق عليه السّلام به امامت اسماعيل يا پسرش، محمد معتقد شدهاند. درباره اسماعيليه يا بعضى از شاخههاى آن، سخن بسيارى وجود دارد. و از نظر فقه، شيعيان داراى و مسلكاند:
الف. اصولى؛ ب. اخبارى. اما تفاوتهاى آنان ناچيز است و اخبارىها در اقليت مطلقند.
سنّىها از نظر عقايد دو دستهاند:
اشاعره كه اكثريت آنان را تشكيل مىدهند؛ معتزله كه فعلا بسيار محدود و معدود مىباشند و احكام عقلى را قبول دارند. البته دسته سومى را هم به نام وهابىها بايد به آنان اضافه نمود. آنها از نظر فقهى به مذاهب چهارگانه معروف (حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى) منقسم مىشوند كه در كشورهاى آسيايى اكثريت با حنفىها مىباشد و جمعى هم اجتهاد خارج از مذهب مذكور را قبول دارند. اما بشنويم سخن قرآن را:
إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ.[١]
[١] . سوره انبياء، آيه ٩٢.