تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥ - سخن ناشر
سخن ناشر
وحدت اسلامى يا تقريب مذاهب از آرزوهاى ديرين همه خيرخواهان و مصلحان جهان اسلام بوده است. هيچ مصلح و جريان اصلاحطلب و احياگرى را در جهان اسلام نمىشناسيم كه اين داعيه را در سر نداشته و اين آرمان را پى نگرفته باشد. به ويژه در يكى دو سده اخير كه بيدارى اسلامى گفتمان غالب در جهان اسلام بوده، از سيد جمال الدين افغانى و شيخ محمد عبده گرفته تا عبد الرحمن كواكبى و ابو الاعلى مودودى، و از امام محمد حسين كاشف الغطاء و امام شرف الدين گرفته تا امام موسى صدر و امام خمينى و در زمان ما آيت اللّه العظمى سيستانى و نيز مقام معظم رهبرى حضرت آيت اللّه خامنهاى، همه در آرزوى يگانگى امت اسلامى بودهاند و اين هدف را از راه تقريب ذهنى، فكرى و اصولى مذاهب اسلامى پى گرفتهاند.
اين سخن تاريخى مرحوم كاشف الغطاء هنوز در گوش ما طنينانداز است كه: اسلام بر دو سخن استوار شده است: سخن توحيد، و توحيد سخن؛ سخن از يگانگى خدا، و يگانگى در سخن، اين گفته بر اين فرموده الاهى متكى است كه: «أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ» شورى/ ١٣ و اين آرزوى اسلامى در پى تحقق تعليم قرآنى «امت يگانه» است: «وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً» انبياء/ ٩٢؛ مؤمنون/ ٥٢.
امروزه اين آرمان اسلامى و اصلاحى از همهسو مورد تهديد قرار گرفته است؛ هم از سوى دشمنان بدخواه همه مسلمانان و كليت كيان اسلامى، هم از