تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٩ - ٣ شيعه و اهل سنت، مشتركات و اختلافات
٧. جنجال برانگيزترين مورد اختلاف شيعه و سنّى، موضوع خلافت است كه از صدر اسلام تاكنون ادامه يافته است، و اى كاش ادامه نمىيافت و مسلمانان از اين اختلاف نجات مىيافتند. اهل سنت مىگويند: نصى از جانب مقام رسالت مبنى بر جانشينى كسى نرسيد، مردم جناب ابو بكر را به عنوان خليفه انتخاب كردند و بعد سه تن ديگر را و خلفاى راشدين چهار نفرند كه افضل صحابهاند.
شيعه معتقدند: امامت همانند نبوت فردى است نه نوعى؛ يعنى انتصابى خداوند است، نه انتخابى مردم. و نصوص زيادى از حضرت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مبنى بر جانشينى على عليه السّلام رسيده است و پس از آن امامت به يازده فرزند على عليه السّلام رسيده است، كه واجب الاتباع مىباشند.
بحث در جهات تاريخى و علمى اين موضوع، از هدف اين كتاب به دور است و آنچه در اين رساله كوچك مورد نظر است، مصالحهاى است كه بايد بين طرفين به وجود بيايد، تا نزاع و بدبينى تخفيف يافته و مسلمانان به همديگر نزديك گردند و از مبالغه در اختلاف خودددارى شود.
اولا، خلافت در نظر دانشمندان اهل سنت، از جمله فروع است، نه اصول و لذا مخالف آن تكفير نمىشود. فرض كنيد اختلاف حلناشدنى باشد، ولى مربوط به كيك مسأله فرعى است كه بايد با حوصله مورد بررسى و بحث قرار گيرد.
«للمصيب اجران و للمخطئ اجر واحد»
، آنكس كه به حقيقت رسيده، دو اجر دارد و كسى كه اشتباه نموده، يك اجر دارد و بايد همديگر را معذور دانست.
ثانيا، اگر از گرد و غبار تعصب بيرون آييم، مىبينيم شيعه خلافت خلفاى راشدين را انكار نمىكنند. و همه آنان معترفاند كه مردم پس از وفات خاتم المرسلين صلّى اللّه عليه و اله با جناب ابى بكر رضى اللّه عنه بيعت كردهاند و سپس با خليفه دوم و بعد با خليفه سوم، و پس از او با خليفه چهارم.