تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٣ - ٣ شيعه و اهل سنت، مشتركات و اختلافات

عده قليلى خيال كرده‌اند كه پاره‌اى از آيات قرآن كم شده و مدرك آنها، رواياتى است كه در كتب شيعه و سنّى نقل شده است، ولى اين روايات، قابل توجه بسيارى از دانشمندان طرفين واقع نشده و به آنها جواب داده‌اند. وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ‌؛[١]

٥. رواياتى كه به سند معتبر از حضرت نبوى نقل شده است، به اتفاق طرفين حجت است، ولى درباره جمعى از راويان، نظر علماى طرفين مختلف است. گروهى دسته‌اى از راويان را صادق مى‌دانند و گروهى دسته‌اى از آنان را كاذب يا مجهول مى‌پندارند و اين اختلاف، هم در ميان علماى علم رجال اهل سنت و هم در ميان علماى رجال شيعه وجود دارد؛

٦. اين كه آيا همه صحابه عادل‌اند، همان‌طور كه مشهور اهل سنت مى‌گويد، يا جمعى خوب و جمعى نااهل‌اند، همان‌طور كه شيعه مى‌گويد؟

بحثى است دراز و جنجال‌برانگيز؛

٧. جانشينى بعد از حضرت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله را اهل سنت، از خلفاى چهارگانه- رضى اللّه عنهم- مى‌دانند و شيعه آن را مختص به ائمه دوازده‌گانه عليهم السّلام از عترت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مى‌دانند؛

٨. مسأله جبر و اختيار انسان در افعال اختيارى خودش، كه اماميه انسان را مختار و اشاعره افعال را صادر از خداوند، و انسان را كاسب مى‌دانند؛

٩. مشهور دانشمندان اهل سنت لازم مى‌دانند كه مسلمانان عوام بايد در مسائل فقهى از آراى يكى از ارباب مذاهب اربعه (ابو حنيفه، مالك بن انس، محمد بن ادريس شافعى و احمد بن حنبل رحمهم اللّه) پيروى كنند. نه از مذاهب ديگر؛ درحالى‌كه شيعيان مى‌گويند: بايد از نظريات امامان دوازده‌گانه اهل بيت عليهم السّلام پيروى شود.


[١] . سوره حجر، آيه ٩.