تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩ - ٣ شيعه و اهل سنت، مشتركات و اختلافات
١٠. خداوند، مركّب از اجزا نيست؛
١١. خداوند، داراى جسم، و جسمانى نيست؛[١]
١٢. خداوند، محل حوادث نيست؛
١٣. پروردگار با مخلوقاتش متحد نيست؛ بلكه وجود او جدا از موجودات ديگر است؛
١٤. خداوند، در چيزى حلول نمىكند؛
١٥. خداوند، از غير خود بىنياز و غنى است؛
١٦. مخلوقات، همه محتاج به خداوند هستند؛
١٧. آنچه در قرآن و سنت، درباره صفات خداوند آمده، صحيح است؛
١٨. عرش و كرسى و لوح محفوظ، بر حق است؛
١٩. به ملائكه و كتب آسمانى نازل شده بر انبياى كرام، خصوصا قرآن مجيد كه بر حضرت ختمىمرتبت صلّى اللّه عليه و اله نازل شده، تصديق دارند؛
٢٠. وحى بر انبيا حق است و پس از رحلت خاتم الانبيا، وحى قطع شده است؛
٢١. قرآن كلام خداوند و عمل به آن لازم است و سنت نبوى بر همه مسلمانها در همه زمانه معتبر و حجت است؛
٢٢. اسلام تا ابد دين جهانى و دين الهى شمرده مىشود و غير از اسلام، همه اديان ديگر منسوخ و غير قابل عمل است. إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ؛[٢]
٢٣. خداوند بر بندگان خود ظلم نمىكند؛
٢٤. خداوند براى راهنمايى انسان، افراد پاكى را برگزيده و منصب نبوت را به آنان عطا فرموده و براى مردم، انبيا و رسولان عليهم السّلام را مبعوث فرموده و
[١] . جمعى غير از شيعه به جسميت خداوند قائل شدهاند.
[٢] . سوره آل عمران، آيه ١٩.