تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤ - ٢ تعامل اهل سنت و شيعه، ضرورت ها و پيامدها

نمى‌رسند. اينها فقط تجرى مى‌كنند و مستحق عقاب تجرى هستند، اما مشكل است كه بگوييم اينها مستحق خلود در جهنم‌اند؛ چون كفر اينها خارج از اختيارشان بوده است. چه تفحص مى‌كردند و چه نمى‌كردند، به واقع نمى‌رسيدند، در علم اللّه ثابت است. اينها تجرى كردند و به دنبال دانستن نرفتند. همان مقدار مسئوليت دارند، اما مستحق خلود نيستند.

امروز نود درصد كفار قاصرند. آن زن‌هايى كه در بيابان‌هاى هند يا چين مى‌باشند يا در مستعمرات سابق شوروى هستند، حجت بر آنها تمام نشده است. عوام شيعه نيز جاهل قاصرند و مقصر نيستند. بسيارى از روى تقليد، مذهب را پذيرفته‌اند و تعليمات را قبول كرده‌اند. ما نمى‌توانيم بگوييم كه قاصرين كفار و مخالفين، مستحق عقاب‌اند يا «مغضوب عليهم» هستند. هيچ كس دوست ندارد در گمراهى به سر ببرد. مخالفين در مسأله امامت، مقصر و مستحق عقاب نيستند.

چه اشكالى دارد كه ما به اهل سنت محبت داشته باشيم. محبت به كفار حرام است، اما اينها مسلمان‌اند. در فقه شيعه جايز است كه از سنّى دختر بگيريم و يا به او دختر بدهيم. از نظر حكم وضعى هيچ اشكالى ندارد. حكم تكليفى‌اش مشروط به اين است كه آدم احتمال عقلايى ندهد كه دختر از مذهب خود بيرون مى‌آيد. ما بايد با برادران اهل سنت خود، به عنوان ثانوى يا اولى، رفت‌وآمد داشته باشيم و صحبت و معاشرت و همكارى كنيم. تمام آيات قرآن مجيد يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ... يا قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ‌[١] تمام مذاهب اسلامى را شامل مى‌شود.

فقط درباره ناصبى‌ها، فقه شيعه مسلّم مى‌گيرد كه آنها محكوم به كفرند.

بعضى چيزها را نمى‌توان گفت، اما يك روايت درباره امام چهارم مى‌خواهم‌


[١] . سوره مؤمنون، آيات ١- ٢.