تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣ - ٢ تعامل اهل سنت و شيعه، ضرورت ها و پيامدها

قاصرند، و قاصرين معذورند. لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‌ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ[١] حجت بايد بر فرد تمام شود تا بگوييم اين هالك است؛ كفار هم همين‌طورند.

عقيده ما اين است و اين قطعى و بديهى است و نظرى نيست.

نود درصد كفار امروزى جاهل قاصرند. مسأله نبوت پيغمبر آخر الزمان مثل امامت از مسايل ضرورى نيست، تواتر در اين‌جا معنا ندارد كه بگوييم از پيغمبر نقل شده است. اثبات نوبت خاصه بسيار دلايل پيچيده‌اى دارد. يك نفر بايد تمام عمر خود را در علوم دينى صرف كند تا دراين‌باره مجتهد شود كه پيغمبر آخر الزمان پيغمبر بوده است. كفار اگر به اين نتيجه نرسيدند، مستحق عقاب نيستند. آنان بيراهه رفته‌اند، كافرند، احكام وضعى نيز داريم، مثلا همه كفار نجس‌اند. احكام وضعى همانند احكام تكليفى در حق همه كفار ثابت است، اما آنان مستحق عقاب نيستند. عقل و قرآن نمى‌پذيرند كه جاهل قاصر به دوزخ برود.

كسانى كه دين ندارند، چهار دسته مى‌شوند. يك دسته معاندند: وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ‌.[٢] كفار معاند، به كفار معاصر انبيا گفته مى‌شود. انبيا عليهم السّلام معجزه مى‌كردند و در عالم طبيعت، كارهاى خارق العاده انجام مى‌داند. كفار لجبازى مى‌كردند و عقب‌نشينى نمى‌كردند. اينها معاند بودند.

دسته دوم، جاهل مقصرند. اينان مى‌گويند: دين براى براى من مهم نيست، شكم مرا كه سير نمى‌كند، چه دنبال آن بروم و چه نروم، بر زندگى مادى من اثرگذار نيست؛ پس نمى‌روم.

دسته سوم كسانى هستند كه اگر دنبال تحقيق و تتبع بروند، به واقع مى‌رسند. اينها در روز قيامت مثل معاندين‌اند.

دسته چهارم نيز خدا مى‌داند كه اگر اينها تفحص هم بكنند، باز به واقع‌


[١] . سوره انفال، آيه ٤٢.

[٢] . سوره نمل، آيه ١٤.