تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠ - ٢ تعامل اهل سنت و شيعه، ضرورت ها و پيامدها

خود نيستند كه چه خانه‌خرابى‌هايى را به دنبال دارد و در طول تاريخ اين كار صورت گرفته است. پس به عنوان ٧ حكم ثانوى، براى حفظ جان و مال، گفت‌وگو و اخوت لازم است.

نكته دوم اين است كه امروز وهابيت با صده ميليون دلار، به اشكال مختلف تقويت مى‌شود. يك نمونه‌اش را شما در عراق مى‌بينيد كه چقدر شيعه كشته مى‌شود. وهابيت دشمن شيعه است، ولى فقط دشمن شيعه نيست.

اگر به مذاهب ديگر نوبت برسد، نه حنفى‌ها را باقى مى‌گذارند و نه شافعى‌ها را و نه مالكى‌ها را و نه غير آنان را، همه را مى‌كوبند. در طول تاريخ، اينان قشرى و منجمدند. الآن اكثر حنبلى‌ها، وهابى‌اند. حنبلى‌ها در طول تاريخ اسلامى، بزرگ‌ترين مانع شكوفايى كشورهاى اسلامى بودند و هنوز هم به قدرت خود باقى‌اند. البته اينان داراى مكتب فكرى و منطقى نيستند. اگر ساده و بى‌تعارف باشيم، روش آنان مكتب قصابى است. اينان دشمن شيعه و سنّى هستند. اگر بخواهيم يك كمربند امنيتى به دور وهابيت بكشيم؛ جز در پناه همكارى شيعه و سنّى ميسر نمى‌شود. بايد شيعه و سنّى با هم همكارى كنند تا از خطرات وهابيت خلاص شوند.

دليل سوم، تقيه است كه از اصول قرآن است و مربوط به شيعه نيست و علماى اهل سنت هم تقيه را قبول دارند. فرق بين شيعه و سنّى، درباره تقيه فقط در اين است كه شيعه به حكم طبيعت اقليت خود بيشتر استفاده مى‌كند، و الّا آن چيزهايى كه ما درباره تقيه قبول داريم، دانشمندان بزرگ اهل سنت هم قبول دارند. تقيه در قرآن مطرح شده است و در فقه اهل سنت و فقه شيعه هم هست و موضوعش احتمال ضرر و خوف است. ولى در فقه شيعه يك قسم ديگرى از تقيه وجود دارد و آن تقيه مجامله‌اى و تقيه مداراست.

اين حديث سندش معتبر است. امام مى‌فرمايد: