تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٤ - ٥ مبانى و مبادى نظرى تعامل بين مذاهب و فرق

بين سنّى‌ها هم اين افراد وجود دارند. تعصب آنها بيشتر از ماست كه مى‌گويند: شيعه كافر است و با آنها هيچ مذاكره‌اى نمى‌توانيم بكنيم، چرا؟

مى‌گويد: شما تقيه مى‌كنيد. اما تقيه مسأله فرعى است. من با تو در مسائل اعتقادى صحبت مى‌كنم. تقيه ما درست باشد يا غلط، مسأله فرعى است. تو با مسأله فرعى چه كار دارى؟

مانع دوم، وهابيت است. تا اين نظام سعودى باقى است، وهابيت تقويت مى‌شود. آنها ميليون‌ها دلار از پول نفت براى وهابيت مصرف مى‌كنند. الآن بين وهابيت و نظام فاصله ايجاد شده است. بلى واقعه يازده سپتامبر فاصله ايجاد كرده است. به‌هرحال وهابيت جلوى وحدت را مى‌گيرد.

مانع سوم، دخالت خارجى‌هاست. آنها دامن مى‌زنند و نمى‌گذارند جهان اسلام يكى شود و اتحاد داشته باشد. انگليسى‌ها در اين كار استادند، تجربه هم دارند.

مانع چهارم، نصوصى كه در دو طرف موجود است، تأثير خود را داشته كه اين مذاهب باقى مانده است. اين چهار عامل و مانع است كه تلاش زحمت‌كشان را درباره تقريب نه بى‌اثر، بلكه كم‌اثر كرده است.

* اين مجله براى مذاهب و فرق اسلامى داخل و خارج كشور و به مراكزى كه راجع به مذاهب و فرق تحقيق مى‌كنند، مى‌رود. شما براى اين عزيزان چه توصيه‌اى داريد؟

* من به آنها مى‌گويم كه قطعيات را بگيريد و به بحث درباره مشكوكات داخل نشويد. اين كار بى‌خودى است. اصول كلى تمام مسلمانان يكى است.

به زور مسلمانان را از هم جدا نكنيم. به همان اصول مشترك اسلامى توحيد، نبوت و معاد اكتفا كنيم و در همين مشتركات همكارى كنيم و در فروعات‌