تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٥ - سوره النساء(٤) آيات ٩٠ تا ٩٩
گفتن مرداس از ترس شمشير ما بود حضرت فرمود هلا شققت عن قلبه هيچ دل او را شكافته بودى تا دانى كه راست مىگويد يا دروغ و اين آيه نازل شد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه گروندگان إِذا ضَرَبْتُمْ چون سفر كنيد فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا يعنى بجهاد قومى رويد فَتَبَيَّنُوا پس طلب حال ايشان كنيد و نيك بپرسيد باحتياط تمام و تانى تفحص نمائيد و تعجيل مكنيد تا مبادا كه مسلمانى بگمان آنكه كافر است كشته شود وَ لا تَقُولُوا و مگوييد لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ مر كسى را كه القا كند بشما سلام را يعنى تحيت اهل اسلام گويد لَسْتَ مُؤْمِناً تو نيستى مؤمن و بجهت ايمنى از ما كلمه مىگويى تَبْتَغُونَ حالست از ضمير تَقُولُوا مشعر بآنكه متاع دنيا حامل ايشانست بر عجله و ترك تثبيت يعنى مگوييد بسلام كننده كه تو ايمان ندارى در حالى كه طلب كنيد عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا مال فانى دنيا را مراد غنيمت و غنم مرداس است و تسميه مال دنيا بعرض جهت عدم بقاء آنست (تشبيها له بالعرض الذى هو خلاف الجوهر) و اگر شما طالب غنيمتيد فَعِنْدَ اللَّهِ پس نزد حق سبحانه مَغانِمُ كَثِيرَةٌ غنيمتهاى بسيار است كه بدست شما خواهد بود كه بينياز شويد از قتل مسلمانان براى مال كَذلِكَ كُنْتُمْ همچنين بوديد شما مِنْ قَبْلُ پيش از اين يعنى اول كه باسلام در آمديد توسل بكلمه شهادت نموديد بدون آنكه مواطات قلوب شما بالسنه شما معلوم باشد بجهت آن عاصم خون و مال خود شديد فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ پس منت نهاد حق تعالى بر شما باستقامت در دين اسلام و رسوخ در ايمان فَتَبَيَّنُوا پس نيك معلوم كنيد و مبين سازيد مهم را و در قتل مردم تعجيل مكنيد از روى گمان چه و بال زنده گذاشتن هزار كافر نزد خدا كمتر است از كشتن يك مسلمان تكرار اينكلمه بجهت تأكيد و تعظيم اين امر است و ترتيب حكم مذكور بر آن إِنَّ اللَّهَ كانَ بدرستى كه خداى تعالى هست بِما تَعْمَلُونَ بآنچه ميكنيد شما خَبِيراً دانا و آگاه پس در قتل مسارعت مكنيد و طريق احتياط مرعى داريد و مرويست كه چون پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اين آيه را بر اسامه خواندى وى بسيار مضطرب شد و از آن فعل تأسف بسيار خورد و گفت يا رسول اللَّه براى من استغفار كن رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود
كيف اصنع بلا اله الا اللَّه
چكنم بكلمه لا اله الا اللَّه و تا چند بار اسامه طلب آمرزش كرد پس آن حضرت گفت
فكيف اصنع بكلمة لا اله الا اللَّه
پس براى او استغفار كرد و فرمود كه بنده آزاد كن و بروايت عكرمه از