تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٦ - سوره النساء(٤) آيات ٨٠ تا ٨٩
فِئَتَيْنِ بدو فرقه جمعى بر آنند كه بعضى مهاجران ناخوشى هواى مدينه را بهانه ساخته از حضرت رسالة صلّى اللَّه عليه و آله اجازه اقامت بباديه نمودند و از مدينه بيرون رفته و بمشركان مكه پيوستند صحابه را در اسلام ايشان تردد پديد آمد اين آيه نازل گشت كه شما چرا دو گروه شديد و بر كفر ايشان اتفاق نمى كنيد و اينقول از ابى جعفر عليه السّلام مرويست و گويند نزول اين آيه در شأن متخلفان روز احد بود كه گفتند لو نعلم قتالا لاتبعناكم و آنها ابن ابى و اتباع او بودند اصحاب در ايشان اختلاف كردند بعضى گفتند آنها را مىكشيم و برخى از قتل ايشان امتناع مىكردند حقتعالى فرمود كه چيست شما را كه بر كفر ايشان اتفاق نميكنيد و آنها را نميكشيد وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ و حال آنكه باز گردانيد حقتعالى ايشان را بحكم كفره كه آن قتل و سبى است بِما كَسَبُوا بسبب آنچه عمل كردند كه آن اعراض ايشان است از مؤمنان و لاحق شدن بكافران اصل ركس رد شىء است مغلوبا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا آيا مى خواهيد كه راه نمائيد مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ آن را كه خذلان نموده و فرو گذاشته است خدا بسبب فرط عناد و جحود ايشان و توفيق هدايت از ايشان باز داشته و يا ايشان را بضلالت مسمى ساخته و يا گمراه يافته و يا حكم بضلالت ايشان كرده و يا از راه بهشت گردانيده پس چگونه ايشان را راه راست نمايد وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ و هر كه خدا خذلان كند او را و يا بضلالت موسوم سازد و يا گمراه يابد و يا حكم بظلالت او كند و يا از راه جنت بگرداند بجهت توغل و انكار و عناد او با وجود معرفت او بحقيقت اسلام وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ و هر كه خدا خذلان كند او را و يا بضلالت موسوم سازد و يا گمراه يابد و يا حكم بضلالت او كند و يا از راه جنت بگرداند بجهت توغل و انكار و عناد او با وجود معرفت او بحقيقت اسلام فَلَنْ تَجِدَ لَهُ پس نيابى مر او را سَبِيلًا راهى بحق و طريقى بهدايت پس از حال منافقان خبر مىدهد كه وَدُّوا دوست ميدارند آن برگشتگان از دين و تمنا ميكنند لَوْ تَكْفُرُونَ آنكه كافر شويد شما كَما كَفَرُوا هم چنان كه كافر شدند فَتَكُونُونَ سَواءً تا باشيد مساوى يكديگر در ضلالت اين عطفست بر كفروا فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ پس فرا مگيريد از ايشان أَوْلِياءَ دوستان حَتَّى يُهاجِرُوا تا وقتى كه ايمان آورده مهاجرت نمايند از بلده كفر ببلده اسلام فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه رضاى خدا يعنى هجرة ايشان خالى باشد از غرضى از اغراض دنيويه مراد آن است كه ايمان ايشان بهجرتى كه محض رضاى الهى باشد تا متحقق نشود و با ايشان دوستى مكنيد و سبيل اللَّه بمعنى ما امر بسلوكه است و در بعضى تفاسير آمده كه هجرت بر سه نوع است يكى هجرت مؤمنان با رسول از مكه بمدينه كقوله وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ