تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٢ - سوره النساء(٤) آيات ٨٠ تا ٨٩
ثابت شود و نفعى بكسى رسد و ضررى از كسى مندفع گردد بجهت رضاى الهى و تقرب برحمت او يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها باشد مر آن شفيع را بهره از ثواب آن شفاعت از جمله آن دعاى خوبست در حق مؤمن
لقوله عليه السّلام من دعا لاخيه المسلم بظهر الغيب استجيب له و قال له الملك و لك مثل ذلك
وَ مَنْ يَشْفَعْ و هر كه در خواهد شَفاعَةً سَيِّئَةً درخواستى بد كه بدان حقى از حقوق فوت شود و ضررى بكسى رسد و خير از كسى باز دارد يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها باشد مر او را نصيبى از وبال آن و از جمله آن دعاى بد است در حق مؤمن چه نتيجه آن باو راجع شود و از امام محمد باقر مرويست كه مراد بكفل و زر است وَ كانَ اللَّهُ و هست خدا عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتاً بر همه چيز توانا و صاحب قدرت مأخوذ از (اقات على كل شيء اذا قدر) و يا گواه و نگهبان بر همه مأخوذ از قوت كه مقوى بدن و حافظ آنست پس اگر نيكويى كنيد در حق خود نيكويى كرده باشيد و اگر بدى كنيد جزاى آن بشما رسد كه أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى و در مجمع آورده كه در كريمه و من يشفع شفاعة چند قول است اول آنكه (من يصلح بين اثنين يكن له اجر منها و من يشفع شفاعة سيئة و يمشى بالنميمة يكن له كفل اى اثم منها) و اين قول كلبى و ابن عباس است دويم مراد شفاعت مردمان است در حق يكديگر در امرى كه مشروع باشد يعنى مانع حدود اللَّه نباشد يا غير مشروع باشد كه مانع باشد و مؤيد اينست قول حضرت رسالت (ص)
اشفعوا توجروا
و
قال (ص) من حالت شفاعته دون حد من حدود اللَّه فقد ضاد اللَّه فى ملكه و من اعان على خصومة بغير علم كان فى سخط اللَّه حتى ينزع
و اين قول مجاهد و حسن است سيم مراد بشفاعت حسنه دعا است براى مؤمنين و شفاعت سيئه دعاى بد كردن بر ايشان زيرا كه يهود مثل اين دعا ميكردند و حق تعالى باين آيه توعيد ايشان فرمود و اين را از ابى على جبائى نقل كردهاند چهارم مراد بشفاعت آن است كه شخصى از مصاحب خود التماس كند كه با عدو وى جهاد كند چه او را در اين صورت نصيبى در عاجل هست كه آن غنيمت و ظفر است و در آجل ثواب منتظر و اگر در معصيتى شفيع او شده باشد او را نصيب مذمت باشد در عاجل و عقوبت در آن آجل و وجه اتصال اين آيه بما قبل آنست كه هر كه طلب چيزى كند براى غيرى و اين خير باو رسد مر طالب را نصيبى از آن خواهد بود و حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم طلب خير نموده براى امتان و ايشان را بجهاد دعوت فرموده و تحريص ايشان كرده بر آن پس او را نصيبى از ثواب جهاد ايشان باشد و چون حقتعالى امر فرموده بقتال مشركان در عقب آن امر كرد ايشان را بتحيت و سلام كه متضمن مسالمه است كه ضد محاربه است و فرمود كه وَ إِذا حُيِّيتُمْ و چون تحية داده شويد بِتَحِيَّةٍ بتحيتى و سلامى فَحَيُّوا پس تحية گوئيد تحية گوينده