تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧١ - سوره النساء(٤) آيات ٧٠ تا ٧٩
چون فتح و نصرت و غنيمت لَيَقُولَنَ هر آينه گويد اين مختلف از جهاد كَأَنْ لَمْ تَكُنْ چنانچه گويا نبوده بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ ميان شما و او مَوَدَّةٌ دوستى يعنى خود را دو اندازد و سخن بر وجهى گويد كه گويا هرگز شما را نديده و بصحبت شما نرسيده اين جمله معترضه است ميان فعل و مفعول بجهت تنبيه بر ضعف اعتقاد ايشان و اشعار به اينكه اينقول كسى است كه هيچ مواصلتى نيست ميان شما و او و تمناى او از مرافقت با شما مجرد مال است نه مودة دينى و صداقت معنوى و تأكيد لَيَقُولَنَ به تنبيه است بر فرط تحسر او بر فوت غنيمت از او و يا حالست از ضمير لَيَقُولَنَ و يا داخلست در مقول يعنى ميگويد مبطئى مر كسى را كه تثبيط كرده از منافقان و ضعفه مسلمانان از روى تثريب و حسد كه گويا ميان شما و محمد (ص) مودة نبوده چه بشما استعانه نكرد بر خروج بجهاد تا فايز ميشديد بغنيمت يا لَيْتَنِي كاشكى من كُنْتُ مَعَهُمْ بودمى در اين غزوه با مسلمانان فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً پس فيروزى يافتمى فيروزى بزرگ يعنى از غنيمت نصيب وافر گرفتمى و گويند جمله لم يكن بينكم و بينه مودة متصل است بجمله اولى و اين ضعيف است زيرا كه جايز نيست فاصله ابعاض جمله بچيزى كه متعلق بآن جمله نباشد لفظا و معنى و بر هر تقدير كان مخفف كان است و اسم آن ضمير شأن محذوف است و منادى در يا ليتنى محذوف است اى يا قوم ليتنى گويند يا را بر سبيل اتساع اطلاق ميكنند براى تنبيه و نصب فافوز بر سبيل جواب نهى است حاصل معنى آنست كه منافقان با شما همچه معامله كسى ميكنند كه ميان او و شما صداقتى و معرفتى نبوده باشد چه در حال غنيمت ميخواهند كه با شما باشند و در حالت نكبت متفرق از شما همچه حال اجانب و چون حقتعالى ذكر منافقان كرد كه مؤمنان را از جهاد باز ميداشتند و ايشان را دل شكستگى ميدادند در عقب آن ذكر مؤمنانى كرد كه بخلاف آن قوم بودند و تحريص ايشان كرد بر جهاد كه منافقان ايشان را از آن باز ميداشتند و فرمود فَلْيُقاتِلْ پس بايد كه قتال كنند فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا با دشمن دين الَّذِينَ آنان كه در بازار معامله يَشْرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا بفروختهاند زندگانى دنيا را كه روى در فنا دارد بِالْآخِرَةِ بسراى جاودانى و نعيم باقى و متاع فانى را دادند و نعم ابدى اخروى خريدند پس بجهة ترغيب ايشان بر جهاد و تكذيب منافقان كه ميگفتند (قد انعم اللَّه على اذ لم اكن معهم شهيدا) ميفرمايد كه وَ مَنْ يُقاتِلْ و هر كه كارزار كند فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا فَيُقْتَلْ پس كشته گردد و درجه شهادت يابد أَوْ يَغْلِبْ يا غالب آيد و بر دشمن مظفر گردد فَسَوْفَ